بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘شبکه عصبی’

مغز یک کامپیوتر و کامپیوتر یک مغز

7 آگوست 2010 ۴ دیدگاه

همیشه شباهت های بین رفتار مغز و کامپیوتر برام بسیار جالب بوده. شباهت هایی که اگر قرار بود CPUها احساساتی باشند و کامپیوترها انسان بسازند از نظر من احتمالآ باز هم به همین جایی میرسیدیم که امروز رسیده ایم. این مغز ماست که مغزهای کامپیوتری ساخته، چیزی که میتوان آن را مغز یک شخص دانست منهای هویت و احساسات. هویت الگوریتمهایی منحصر به فرد است که انسانها را از یکدیگر متمایز میکند در حالی که نمیتوان فعلآ و شاید هرگز این الگوریتمهای منحصر به فرد را برای کامپیوترها تولید کرد. هویت یک انسان آنقدر گسترده و پیچیده است که هرگز نمیتوان قاطعانه به عکس العمل ساده لوح ترین افراد به صورت قاطعانه پی برد. این الگوریتمهای تصمیم گیری متشکل از شبکه های عصبی که درجاتی از منطق، هوش و  درک را به ما میبخشند جمع ببندید با مدارهای احساساتی که منطق و هوش و درکتان را از خیالتان میپرانند!

اگر بیخیال احساسات در انسانها شویم گام بزرگی به طرف کامپیوتر شدن برداشته ایم. چیزی که این میان به عنوان شباهت بین مغز و کامپیوتر باقی میماند به راستی که محاسبه و محاسبه گر بودن است. در ادامه این شباهتها را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

عامل: معمولآ در کتب هوش مصنوعی توضیح عامل این گونه آمده است «یک عامل میتواند هر چیزی باشد که در محیط عمل میکند، دارای حسگر و عملگر است و طوری عمل میکند که در راستای اهدافش باشد». انسان و کامپیوتر هر دو عامل هستند به شرطی که بتوانیم اهدافی را که انسانها برای کامپیوترها تعریف میکنند، واقعآ هدف خود کامپیوترها هم بدانیم.

انسان و کامپیوتر هر دو دارای حسگر و عملگرهایی هستند و توسط الگوریتمهای وجودشان تصمیم گیری میکنند که البته الگوریتمهای وجود کامپیوترها را انسانها میسازند.

ادراک و تشخیص: فعلآ مهم نیست کامپیوتر و مغز از چه روشهایی برای تشخیص محیط، درک آن و فهم وضعیت استفده میکنند. مهم این است که از طریق یک سری ورودی ها اطلاعاتی قابل پردازش از محیط توسط این دو قابل دریافت است. در مورد مغز این اتفاق به وسیله ی تارهای عصبی متصل به سیستم های ورودی مانند: چشم ها، گوش ها، حس لامسه و … ممکن میشود. کامپیوتر میتواند این کار را از طریق ورودی های مخصوص خودش که امروزه کم نیستند دریافت کند. یک موس، قلم نوری و حسگرهای دیگری که به یک نوع کامپیوتر قابلیت اتصال دارند را میتوان ورودی های آن در نظر گرفت.computer-brain-or-brain-computer

فکر و تصمیم گیری: میرسیم به قسمت اصلی داستان. اینجا داخل یک مغز یا وسط یک سی پی یو است. فعلآ تا جایی که CPUها مثل ما فکر کنند فاصله داریم. ولی بیکار هم ننشسته ایم! شبکه های عصبی مصنوعی در راهند. شبکه های عصبی مصنوعی راهی برای شبیه سازی مغز انسانها برای کامپیوترهای بیجان است. همان طور که گفتم تفاوت های اساسی بین هویت انسانها و ماشینها از نظر قطعیت وجود دارد که باعث میشد نتوانیم عکس العمل ساده لوح ترین افراد را در مقایسه با ماشینها با قطعیت پیش بینی کنیم. دلیل این تفاوت در نحوه ی فکر این دو عامل است. انسانها از شبکه های عصبی زیستی متشکل از نرون ها در مغز خود استفاده میکنند که مطابق نظر پروفسورلطفی زاده باعث میشود انسان به ورودی های دقیق نیازی نداشته باشد و قادر باشد تا کنترل تطبیقی را به صورت بالایی  انجام دهد. شبکه های عصبی مصنوعی قرار است از نرون های مصنوعی ولی تقریبآ با همان خواص به وجود بیایند تا قدرت کنترل تطبیقی بالاتر از آنچه اکنون در کدهای ساده و منظم کامپیوترها وجود دارد را به رایانه ها بدهند. اگر این اتفاق بیافتد احتمالآ در آینده از چیزی شبیه مغز یک موش برای هدایت هواپیماهای غول پیکر ایرباس میتوان استفاده کرد.

میبینید که حتی در مورد آینده ی رایانه ها چشم اندازهای وسیعی برای الگو برداری از مغز زیستی وجود دارد. پس حق دارم تیتر این پست را این طور انتخاب کنم:«مغز یک کامپیوتر و کامپیوتر یک مغز».