بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘وبلاگستان’

تابناک، مافیای کله گنده وبلاگستان

22 سپتامبر 2010 12 دیدگاه

مقدمه:

تابناک وبسایتی خبری است که با رشد چشمگیرش اکنون ششمین سایت پربازدید در داخل مرزهای کشور است. این سایت انواع موضوعات خبری را اکثرآ با سرعت و دقت مناسبی با 3 زبان زنده دنیا تحت پوشش قرار میدهد. موضوعاتی از سیاست های داخلی و خارجی گرفته، تا ورزش و هنر و اینترنت و اقتصاد و هر چیز دیگری که برچسب خبر به آن چسبیده شود. تابناک از قدرترین حریفش، خبرگزاری فارس، 9 پله برتری دارد.

قصد زیر سوال بردن کل فعالیت سایت رو ندارم چرا که کار من نیست، دلیلی هم نمیبینم و ربطی هم به من ندارد. اما… اما تابناک با تانک خبری اش هر روزه از روی وبلاگهای ما رد میشود، خبرهایی که دوست دارد را گلچین میکند و وسط انبوهی از بنرهای تبلیغاتی اش جا میدهد. سپس در آخرین خط از این خبر جدیدش مینویسد: “منبع: وبلاگستان” و این خبر را با آنچنان تیتر پر آب و تابی در سایت قرار میدهد که نویسنده ی اصلی آن ساعتی انگشت به دهان بماند!

من در این مطلب سعی دارم بگویم: “تابناک، محتوا به منبعش زیباست، همان طور که گل به شاخه اش.”

پربازدیدترین سایت خبری ایران و حقوق اهالی وبلاگستان

تابناک و حق مسلم وبلاگنویسان فارسی:

من مطمئنم مولف و منتشر کننده اصلی بسیاری از اخباری که هر روزه اینچنین به روی تابناک میروند حتی در آینده نیز روحشان از این موضوع خبردار نخواهد شد که دست نوشته هایشان چقدر راحت توسط بزرگترین سایت خبری ایران مورد دسبرد قرار گرفته اند.

خوب منم گاهی مطلع شده ام مطالبم این طرف و آن طرف کپی شده اند. ولی این مورد در خیلی از موارد به هیچ وجه سبب ناراحتی من نمیشود. چرا که در خیلی از موراد به اصل مطلب یا وبلاگ لینک منبع داده شده است یا در غیر اینصورت مشاهده میکنم که مطلب در سایت یا وبلاگی عاری از روشهایی برای کسب درآمد از مطلب من، کپی شده است.

ولی قضیه در مورد تابناک کمی تا کاملآ متفاوت است، چرا که تابناک با سواستفاده از این مطالب، به جذب بازدیدکننده میپردازد که در نهایت با توجه به کسب درآمد این سایت از روش نمایش تبلیغات، تابناک از مطالبی که شخص دیگر نوشته پول به جیب میزند.

رکود در وبلاگستان:

دوستان زیادی این روزها در مورد دلایل مختلف رکود در وبلاگستان مطلب مینویسند، خیلی ها هم از چرخه اقتصادی نا مناسب وبلاگنویسی گله دارند، ولی آیا تا به حال فکرش را کرده اید که ممکن است رکودی در کار نباشد و چرخه اقتصادی مناسب هم وجود داشته باشد ولی مافیایی پشت این قضیه باشد؟  تابناک نهایتآ یکی از کله گنده های مافیایی پشت این قضیه است.

مافیای ناقض حق کپی رایت را که بیخیال، ناقض حریم شخصی آنلاین ما، کسی که به فکر و چشمهای دوخته به مانیتور ما اهمیتی نمیدهد و با یک کپی-پیست خوشمزه و البته کاملآ رسمی و غیرقابل داد خواهی یا دفاع، خستگی شبهای گذشته از ترجمه و تحقیق و تایپ را همچنان در ذهن مان باقی میگذارد، و صد البته از تولید محتوایی هم که کرده ایم پشیمانمان میکند.

تابناک بسیاری از مطالبی را که از وبلاگستان در وبگاهش منتشر میکند را بدون لینک به منبع یا نام وبلاگ، منتشر میکند. خوب برای این کار تابناک یا اجازه گرفته و یا نه. ولی حتی اگر از صاحب وبلاگ برای انتشار مطلب، بدون ذکر منبع اجازه گرفته باشد، باز هم کارش در انتشار خبر بدون منبع اصلی توجیه پذیر نیست.

آمار:

خوشبختانه تابناک میزان بازدید از هر خبر را نشانمان میدهد. در مورد 10 مطلبی که تابناک بدون ذکر منبع دقیق از وبلاگستان انتشار داده است و من از آنها به عنوان نمونه استفاده میکنم، کل بازدید ها سر از رقم 300.000 در می آورد. اگر فقط و فقط 10 درصد از این بازدیدکنندگان مایل باشند اصل خبر را در وبلاگ اصلی منتشر کننده آن مطالعه کنند، تابناک، فقط و فقط برای 10 مورد از این خبرهایش مجبور است 30.000 بازدیدکننده به 10 وبلاگ در وبلاگستان بفرستد! رقم چشمگیری شد نه؟ و پس از آن 10 وبلاگ در وبلاگستان دیگر چیزی در مورد رکود و چرخه اقتصادی نامناسب وبلاگستان نخواهند نوشت.

نکته دیگر؛ فکر میکنید با شمارش تعداد لینک ها و بنرهای تبلیغاتی این سایت خبری به چه عددی میرسید؟ من تمام لینکها و بنرهای تبلیغاتی تابناک را یک به یک شمردم. 34 بنر تبلیغاتی ششمین سایت پربازدید در ایران چقدر میتواند درآمد داشته باشد؟ نوش جان، ولی…

همه چیزهایی که تا الان گفتم را فراموش کنید؛ بریزید دور…

چرا؟

چرا از دست رنج دیگران سواستفاده میکنید؟ چرا به خوانندگانتان حرفه ای احترام نمیگذارید؟ نکند فکر میکنید همه ما قلمرادیم؟ ها؟

نکند فکر میکنید اگر لینک نگذاشتید یک قدم پیشرفت کرده اید؟ نکند فکر میکیند این بهانه که مولف اصلی آن نامعلوم است منطقی است؟ نکند از لینک دادن به یک وبلاگ ساده در گوشه کنار وبلاگستان که یکی دو پست بیشتر ندارد میترسید؟ نکند فکر میکنید رتبه تان در الکسا خوب است و دیگر بالا و پایین نمیشوید؟

من با یک جستجوی ساده گوگلی به این 10 نتیجه میتوانم اشاره کنم که تابناک به حق مولف توجهی نکرده:

  1. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=86758
  2. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=94519
  3. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=90588
  4. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=80822
  5. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=72945
  6. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77573
  7. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=74679
  8. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=14667
  9. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=73459
  10. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77865

وبلاگهای زیاد دیگری هم هستند که به این مورد پرداخته اند و از انتشار مطالبشان در تابناک یا دیگر سایتهای رسمی خبری بدون رعایت حق مولف اظهار نارضایتی کرده اند. اگر کمک کنید لیستی از آنها را هم اینجا ارئه خواهیم داد.

حمله به برجک مینیمالیسم

16 سپتامبر 2010 7 دیدگاه

کمینه گرایی یا مینیمال نویسی پدیده ای است برای خلاصه و کوتاه تر نوشتن. سبکی هنری که به عقیده ی من جایگاه خود را در محیط مجازی زمانی پیدا کرد که سرویس های میکروبلاگ خودی نشان دادند.

مینیمال نویسی و کمینه گرایی

ولی این کوتاه نوشته ها که میتوانند آثار زیبای هنری باشند امروزه در وب ما چه جایگاهی دارند و به کجا میروند؟ راستش من در این مورد حسب تجربیات احساس خوبی ندارم. بنده موافق یا مخالف مینیمالیسم، چیزی که خیلی از تکنولوژی ها و افعال به سمتش میروند، نیستم. فقط بر اساس یافته هایم معایبش رو در حال حاضر و با توجه به روند پیش رو بیش از محاسن میبینم. به عنوان مثال برخی از معایب را بررسی میکنیم:

1- در خیلی از موارد مینیمال نویس سعی در انتقال منظوراتی  دارد که اگر با زبان راستگوتری بیان شوند مورد انتقاد خواننده ها خواهند بود. ولی با استفاده از این وسیله نویسنده داده های غیر فرهنگی پاکتی به خورد خواننده هایش میدهد. یعنی محصول را که یک پیام غیرفرهنگی و غیر قابل قبول است با کاغذ کادوی بسیار خوشگلی تحویل میدهد تا خوراندنش به بعضی از خواننده ها ساده تر باشد.

2- چهار کلمه که به زور یک جمله را سرپا نگه میدارند هرگز نمیتوانند راه حلی برای مشکلات سیاسی-اجتماعی باشند ولی ممکن است چند نفر در گودر آن را لایک بزنند. مینیمال نویس ما برای حرفش منبعی ندارد، دلیل ندارد، راه حل ندارد، دیدگاه تازه ای ندارد، مطالعه ای ندارد… به نظر میرسد کلآ حرفی ندارد، ولی به هر حال میخواهد یه چیزی گفته باشد که گفته باشد… همین.

3- مینیمال نویس پشت مینیمال هایش قایم میشود و آفتاب پرست میشود. به این معنی که گرچه مینیمال نویسی به گفته ی ویکیپدیا اینطور تعریف میشود:

مینیمالیسم مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌است.

اما مینیمال نویسهای ما خصوصآ از نوع وطنی، دو پهلو حرف میزنند، تا اگر کسی مچشان را گرفت خودشان را به کوچه ی علی چپ بزنند.

4- مینیمال نویسان فارسی  ژنراتور مولد  امواج منفی. فکر نمیکنم این هنر از ابتدا سبکی برای سیاه نویسی بوده باشد ولی هر چه هست مینیمالرهای ما این هنر را سبکی برای سیاه نویسی دیده اند. اگر به چندتا از وبلاگهایی که در این زمینه هستند سر بزنید قطعآ از زندگی پشیمان میشوید! حتی داستانک نویسان این زمینه سعی دارند قدرتشان را با توهم زایی، نفرت انگیزی، نا امیدی و… به مخاطبانشان انتقال دهند.

اینها بخشی از چالشهایی بود که از نظر من دامن گیر کمینه نویسان محیط مجازی فارسی است. با این چالش ها میشود برجک بسیاری از وبلاگهای مینیمال رو زد.

شاید در این زمینه محیط پربارتری داشته باشیم، اگر کمینه نویسان ما:

– سفیدتر بنویسند(مثبت باشند)

– حرفهای دو پهلو و صد من یک غاز ننویسند(رک و صریح باشند)

– تخصصی تر بنویسند(به استثنای آنهایی که همه چیز بلدند)

– بعضی هایشان کمی بلندتر و بعضی های دیگرشان کمی کوتاه تر بنویسند(مینیمال واقعی باشند)

– چیزهایی که خودمان میدانیم ننویسند(منم میدونم تحریمیم، هوا گرمه و سرعت دانلودت هم کمه)

– با مطالعه و مدرک بنویسند(به استثنای آنهایی که خودشان مدرکند)

– معمولی و رسمی تر بنویسند(لازم نیست اسم وبلاگتون رو بزارین “دست نوشته های یک موجود عجیب و غریب”)

البته تعداد بسیار کمی هم در این میان هستند که هنرمندانه از این سبک استفاده میکنند. از نظر من نمونه های کمینه نویسی مناسب میتوانند اینطور باشند:

+بالانشینی ها

+مینیمال ها و طرح ها

روز جهانی وبلاگنویسی مبارک

31 آگوست 2010 4 دیدگاه

همان طور که حتمآ همتون میدونید امروز روز جهانی وبلاگنویسه. روزی که وبلاگنویسان جهان اون رو به هم تبریک میگن و…

این روز رو از صمیم قلب به وبلاگنویسان عزیز، دوستانم، وبلاگستان فارسی و هر کسی که دستی در وبلاگ نویسی داره تبریک میگم.

در این روز وبلاگنویسان 5 وبلاگ نوپا رو توی وبلاگ خودشون به دیگران معرفی میکنند. کار جالبی که باعث میشه وبلاگهای نوپایی که ارزش خونده شدن دارند  لابه لای صفحات بیشمار وب از دیده ها دور نمونند.

بنده گرچه خودم رو در این امر بسیار تازه کارتر از سایر دوستانم میدونم و نیز بی تعارف اگر کسی وبلاگ من رو معرفی کرد ففط از جانب لطف ایشان میبینم، ولی بد نیست همپای سایر دوستان سعی کنم 5 وبلاگ جدید رو به دوستان معرفی کنم.

1- زندگی کوچک

نویسنده ی وبلاگ زندگی کوچک دوست خوبم پرهام است که آشنایی ما تا الان کوتاه و در دنیای مجازی بوده. امیدوارم روزی در دنیای واقعی هم دوستان خوبی برای هم باشیم. ایشون واقعآ متفاوت مینویسند. از زندگی و تکنولوژی و …

2- رضا آنلاین

وبلاگ نوپایی که حتم دارم وبلاگ خوبی خواهد شد. شاید برای معرفی کمی نوپا باشد، ولی خالی از لطف هم نیست با اینجور وبلاگ ها از همان ابتدا آشنا باشیم.

3- پدرام روزانه

چند وقتی است وبلاگ ایشون رو دنبال میکنیم و جز وبلاگ های است که از خوندن مطالبش نمیگذرم. مطالب اجتماعی شون رو دوست دارم.

4- نگاه

مطالب جالبی در مورد برنامه نویسی دارند. البته کهنه کارتر از این حرفان.

5- دست نوشته های مسعود

کمی هم تنوع در نوع مطالبی که میخونیم بد نیست. مسعود هم قشنگ مینویسسه.

وبلاگستان = توالت فرنگی، غذای دیشب، مشکل فردا…

14 فوریه 2009 بدون دیدگاه

معمولآ از چیزی گله نمیکنم مگر اینکه :

  1. خیلی بد باشد، بخواهم وقت دیگران را مثل من نگیرد.
  2. خیلی خوب باشد و نخواهم زیبایی هایش تحت شعاع مسائل بی اهمیت قرار گیرد.

این پست رو به وبلاگستان و اتفاقات عجیب و غریب آن اختصاص میدهم صرفآ برای اینکه خیلی خوب است و نمیخواهم زیبایی هایش تحت شعاع مسائل بی اهمیت قرار گیرد.

از طرفی ، درخواست دارم خوانندگان جنبه های طنز نوشته را در نظر بگیرند( بعضی چیزها را صرفآ برای طنز مینویسم). جنبه ی شخصی بودن وبلاگ را هم در نظر دارم ، ولی با توجه به ویژگی های اجتماعی وبلاگستان این مطالب رو عرض میکنم.
————————-

از بزرگترها شروع میکنیم که سالهاست دست در این کارها دارند: پژمان و “خوردن”!

اگر از خوانندگان مطالب Cyberpejman.com بوده باشید حتما اطلاعات کاملی از انواع خورنی ها و نوشیدنی ها دارید. پیشنهاد میکنیم جهت جستجوی خوراکی و نوشیدنیهای مختلف وبلاگ پژمان را حتمآ جستجو کنید(این مورد استثنا است! اول جستجوی وبلاگ پژمان، بعدآ اگر پیدا نکردید به گوگل هم سری بزنید، راستی جدیدآ قبل از خرید تی شرت به ویترن تی شرت های پژمان هم نگاهی بکنید!).

نمونه ی مطلب :

غذا بهمون چلوکباب برگ دادن و دلستر لیمویی که واقعا خوشمزه بود و بعدش هم بهمون یه سری دیگه اسنک و خرت و پرت دادن. خلاصه همه اش در حال خوردن بودیم.

*** آپدیت : اجازه دهید آخرین اظهارات ایشان را به سمع و نظرتان برسانم! (شاید دلیل این همه علاقه مندی من به پژمان در این روزها ناشی از حضورشان در مملکت است).

راستی اینجا مردم همه اش در حال خوردن هستند. ما ملت بسیار پرخوری هستیم!

(در این پست)
نوش جان!
————————-

دومی هم جزئی جدایی ناپذیر و بسیار دوست داشتنی است. Old Fashin

اگر اینترنت اضافی دارید و نمیدانید با آن چه کار کنید ، یا در حال و هوای عاشقی هستید و بیکارید ، یا به دنبال عکسهای بی معنی و مفهوم با همه چیز و همه کس هستید … چاره ی شما پیش  Old Fashin است. لازم به ذکر است Old Fashin توانایی بالایی در پر کردن جعبه ی فید خوان شما دارند(با لحن آقای اووف عرض کردم).

انتخاب نا مرتبط ترین تیترها ، دور از ذهن ترین دسته بندی ها و کلآ خیلی از “ترین” های هنری از دیگر خصوصیات بارز ایشان است.

برای نمونه :

كفش‌هايم كو؟
گوشواری از دو گيلاس سرخ همزاد
دزد دوچرخه
همين‌جوری‌های جمعه
آخرين قطار شب

تعدادی از دسته بندی های ایشان است.
————————-

نوبتی هم که باشه میرسیم به : 1پزشک.

آقا ما که نفهمیدیم ، شما دست آخر پزشکی و به بیمارات میرسی یا وبلاگ نویسی و توییت میکنی؟ نه خودت بگو؟ خوشت میاد مهندس کامپیوتر و آی تی بیاد وبلاگ پزشکی بزنه و از دارو و بیمار و بیمارستان و … بنویسه و خلاصه پاشو بکنه تو کفش شما؟ اگه بازم ببینم از فایرفاکس و مایکروسافت و فیس بوک و… بنویسی ، ننوشتی ها !!!(شوخی)

نمونه مطلب:

همه می‌دانیم که اعتیاد اینترنتی چه عواقب خانمان‌براندازی در پی دارد! تصور کنید که پشت سیستم نشسته‌اید و می‌خواهید سریع وبلاگتان را به روز کنید، ولی بعد از گذشت یک ساعت، متوجه می‌شوید که در این یک ساعت هیچ کار مثبتی انجام نداده‌اید و در حال ریفرش کردن مکرر سایت فرندفید و لایک زدن و کامنت گذاشتن هستید.

دکتر هم دکترهای قدیم.
————————-

چهارمی را هم میرویم سراغ یک … نمیدانم ، خودتان نظر دهید: اسپایدر مرد.

نمونه مطلب را که بگذاریم تا فرح زاد رفته اید و برگشته اید:

وقتی کسی پس از سال‌ها از خارج برمی‌گرده و فارسی حرف زدن هم یادش رفته، دوست دارم قبل از شروع شدن بحث گرونی و ارزونی و آزادی اونجا بهش بگم:
از مشکلاتت در روزهای اول در مواجهه با توالت فرنگی برامون بگو..!

این تمام چیزی است که در یکی از پست های ایشان نوشته شده(امیدوارم در مورد حقیر چیزی به ذهنشان خطور نکند!!؟).

دسته هاوبلاگستان برچسب ها: