خانه > دسته‌بندی نشده > بزرگترین اشتباه کسانی که عشق خود را از دست داده اند

بزرگترین اشتباه کسانی که عشق خود را از دست داده اند

شکست در راه رسیدن به معشوق، بزرگترین صدمه به قلب کسانی است که عشق را تجربه کرده اند و تا پایان عمر آن را فراموش نخواهند کرد. برخی از افراد برای فراموش کردن لطمه ی روحی و ترمیم خلاء های بوجود آمده، دوباره عاشق می شوند و احساسات خود را با شخص جدیدی شریک می شوند و این آغاز یک زندگی جدید است. همیشه افرادی وجود دارند که خود را مکلف به پایبندی به عشق شکست خورده ی خود می دانند و بر این باورند که زندگی دیگر روی خوشی به آنها نشان نمیدهد و این بزرگترین اشتباه افراد شکست خورده است.

بسیاری از جوانان و حتی نوجوانان به خاطر شکست خوردن در مسائل عاطفی در حال از دست دادن زندگی خود هستند. اجتناب از تفکر در مورد اتفاقات گذشته و احاطه کردن خود با دوستان و افراد دیگر که شما را دوست دارند، اقدامات اولیه برای غلبه بر شکست عشقی است. پس از شکست، افسردگی اولین چیزی است که اتفاق می افتد. در این زمان شما می توانید روابط خود را با دیگران قوی تر کنید و احساسات و عواطف خود را با کسانی که به شما توجه می کنند، به اشتراک بگذارید. خانواده و دوستان قدیمی بهترین گزینه برای شکل گیری روابط جدید هستند و شما شانس این را دارید که با خود صادق باشید و در الگوی رفتاری خود تغییرات مثبت دهید. در این مواقع با خود رو راست باشید و با باور داشتن شکست، شرایط جدیدی را برای خود و دیگران بسازید و می توانید با بازنگری الگوهای رفتاری خود، شرایط بهتری نسبت به تمامی عمر خود به دست آورید و این فرصت را دارید که همه چیز را از نو بسازید.

مهم تر از همه عبادت در درگاه معبود است و از لحاظ علمی نیز ثابت شده که دعا کردن بسیاری از استرس های روزمره را کاهش می دهد و امید به آینده را به حد مطلوبی می رساند.

  1. شیما
    19 مارس 2012 در 17:50 | #1

    سلام. مطلب جالب و مفیدی بود. خود من به شخصه درگیر این مسائل هستم و با خوندن مطلب شما خیلی امیدوار تر شدم. با تشکر

  2. امير
    19 مارس 2012 در 17:53 | #2

    من هم همین افکار اشتباه در ذهنم بود و میخواستم به پای عشقم بمونم اما بعدها متوجه شدم که اشتباه کردم و زندگی رو واسه خودم تباه کردم

  3. mehrzad
    25 مارس 2012 در 01:07 | #3

    انان که عشق را با عاشق تفسیر میکنند از ان متنفر می شوند و انان که عشق را با معشوقشان میشناسند به ان وابستگی پیدا می کنند!
    نظرتون رو بگین.

  4. hossein
    25 مارس 2012 در 16:19 | #4

    @mehrzad
    در این نوشته هیچگونه تفسیری راجع به بد یا خوب بودن عشق انجام نشده و صرفاً برای کمک کردن به افراد شکست خورده نوشته شده است.

  5. Hoda
    3 آوریل 2012 در 00:35 | #5

    بابا شکست خورده :)

  6. ندا
    19 جولای 2013 در 13:33 | #6

    سلام
    به جرات میتونم بگم اولین نفری بودم که مطلبتون رو خوندم ولی نظر نذاشتم چون فکر میکردم زوده که من به قضاوت بشینم چون مدت کمی بود که عقد کرده بودم ولی الان بیشتر از یک ساله که گذشته…به تجربه به من ثابت شد که هرچند زندگی جدیدی رو با کسی که در جایگاه خودش انسان کاملیه شروع کنی..ولی به محض کوچکترین تفاوت با شخصی که قبلا ایده آل هاتو باهاش شکل دادی،فکر میکنی همسرت تو رفتاراش ضعف داره و باید مثل فرد قبلی شکلش بدی و از اونجایی که هیچوقت دو نفر شبیه به هم وجود نداره این منشا تمام مشکلات میشه.
    همسر من انسان بسیار فداکار و باگذشتی هستن و با وجود مشکلات قلبی و افسردگی که برام بوجود اومد و هنوزم باهاشون درگیرم همیشه کنارم بودن…ولی این فقط در صورتیه که همسرتون همراه واقعی باشه وپایبند زندگی که بتونه این وضع رو تحمل کنه و اگه اینطور نباشه اون موقع سنگ رو سنگ بند نمیشه
    درکل میخوام بگم همیشه اینطور نیست که به محض شکست خوردن با شروع زندگی جدید همه چیز حل بشه.
    “شاید” وازنظر من” قطعا “خیلی سخت تر و با فشار بیشتری به زندگی ادامه خواهی داد هرچند بازهم به خود فرد برمیگرده ولی باید مدتی بگذره تا با تمام وجود بتونین پذیرای عشق خداییتون باشین
    امیدوارم همه ی جوونا زندگی سرشار از آرامش داشته باشن و بتونن فقط با عشق همسرشون زندگی کنن…
    التماس دعا

    • hossein
      21 جولای 2013 در 21:32 | #7

      با سلام، در ابتدا خوشحالم خوانندگان پیگیر مانند “شما” هنوز از ژست مثبت بازدید می کنند.
      باید عرض کنم که این نوشته صرفاً جهت بیان ایده آل های زندگی یک فرد شکست خورده توسط بنده نگارش شد و در دنیای واقعی جایگاه ناچیزی خواهد داشت. قطعاً در شرایط واقعی فراموش کردن عشق از دست رفته، مانند فراموش کردن هویت خود فرد است. در تمامی لحظات باقی مانده از زندگی در پشت هر لبخند، تک تک دلتنگی هایت مانند یک تراژدی عبور خواهد کرد و تو می مانی و لحظه های اندوهگین..
      امید است هرچه سریعتر سلامتی خودتون رو بدست بیارین و ما رو هم دعا بفرمایید.

  7. ندا
    27 جولای 2013 در 13:41 | #8

    از اینکه دلتنگی یک امر مستمر در زندگی هرانسانی است شکی نیست فقط باید توانست کنترلش کرد و نگذاریم پشت هر لبخندی اندوهی عظیم را متحمل شویم.از آنجایی که بسیاری ازدلتنگی های ما ریشه در “وابستگی هایمان”دارد، شاید بهترین راه برای کمتر شدن و یا حتی رفع دلتنگی خاتمه دادن به وابستگی باشد.منظور در زمان حال زندگی کردن است چون دیگر نمیتوانیم مسیر زندگیمان را تغییر دهیم وباید به این باوربرسیم که خدای متعال سرنوشتمان را به بهترین شکل ممکن رقم خواهد زد چون فقط اوست که به همه چیز آگاه است.قطع وابستگی به مفهوم پذیرش واقعیت‌هاست و مستلزم ایمان به خود، به دیگران، به خداوند و به حقانیت و ناگزیری هر لحظه از زندگی است.معمولا کسانی سخت وابسته میشوند که در ابتدا بدلیل شناخت خود و عواطفشان تن به وابستگی نمیدهند و به اصطلاح از شروع یک رابطه و ایجاد وابستگی میترسند این قبیل افراد بعدازشکست به مدت طولانی تری برای وفق دادن خود با شرایط جدید نیاز دارند چون این افراد خودشان رامسئول میدانند وبعد از شکست عذاب وجدان دارند و احساس مسئولیت میکنند چه بسا بارها به این نتیجه برسند که اشتباهی مرتکب نشده اند ولی باز ساعت ها وقت میگذارند و روابط را موشکافی میکنند..راه حل این مشکل این است که باید باور داشته باشیم که درست در همان جایی قرار داریم که امروز و در این لحظه باید در آن می‌بودیم و به گذشته رجوع نکنیم و خودمان را به خدا بسپاریم

    • hossein
      3 آگوست 2013 در 13:55 | #9

      دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
      رؤیاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد
      و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند
      سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
      از حرکات ناکرده
      اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های برزبان نیامده
      در این سکوت حقیقت ما نهفته است
      حقیقت تو و من…
      برای تو و خویش
      چشمانی آرزو می‌کنم
      که چراغها و نشانه‌ها را در ظلمات‌مان ببیند.
      گوشی
      که صداها و شناسه‌ها را در بیهوشی‌مان بشنود.
      برای تو و خویش
      روحی
      که این‌همه را در خود گیرد و بپذیرد.
      و زبانی
      که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
      و بگذارد از آن‌چیزها که در بندمان کشیده‌است سخن بگوییم.

      مارگوت بیکل