خانه > اینترنت, خاطرات > لذتی که در نوشتن خاطرات روزمره هست

لذتی که در نوشتن خاطرات روزمره هست

وقتی یارانه زبان حالیش نمیشود

رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری. این کاغدا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی ۲۰ تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که…
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.

توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم: بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین.

مطلبی که خوندید یکی از نوت های من در گودر بود که تعدادی لایک خورد. تعداد لایک ها رو خودتون ببینید:

لایک در گودر

این دنیایه که من و همه شما دوست داریم. دنیایی پر از فرصت های مطرح شدن، حتی اگر قرار باشد برای دل تنگ خودت چیزی بنویسی. فکر میکنم بشر از زمانی که توانست حرف بزند و مخاطب جذب کند به دنبال مخاطب های بیشتر و بیشتر و مطرح شدن بین همنوعان دنیا را آنقدر تغییر داد تا به امروز رسید. روزی که خاطرات روزمره کوچک هم پر از قشنگی و دوست داشتن و دوست داشته شدن است.

روزی که هر کس به اندازه ظرفیتش دیده میشود و این انقلاب بزرگ عصر دیجیتال است.

دسته هااینترنت, خاطرات برچسب ها:,
  1. آرش رسول زاده
    8 ژوئن 2011 در 07:49 | #1

    بسیار زیبا بود :d

    به نظر من لایک باعث دگرمی وبلاگ نویس میشه ، فکر کن! به آدم این احساس دست میده که چهار نفر دیگه هم بهش میگن آفرین ، خسته نباشید…

  2. mohammad
    11 ژوئن 2011 در 11:38 | #2

    ziba bod.

  3. خاله
    26 ژوئن 2011 در 12:44 | #3

    مطلبت خیلی قشنگ بود،من شما رو لینک کردم،اگه دوست داشتی تو هم ما رو لینک کن