بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نقد و بررسي’

کامنت، نظر یا نان؟!

۲۳ مهر ۱۳۸۹ ۵ دیدگاه

وب ۲ دنیای جدیدی برای خوانندگان سایت‌ها ساخت و امکانات زیادی به کاربران معمولی داد. همین کامنت‌هایی که ما برای نوشته‌های دیگران می‌گذاریم، یکی از آنهاست. مدتی است بیشتر از متون نوشته‌ها، به بررسی نظرها مشغولم. یافته‌هایی دارم که شاید برای شما هم جالب باشد.
فعلا یکی را می‌گویم ببینم نظر شما چیست!
نزدیک به ۷۰-۶۰ درصد بیان دیدگاه‌ها، بیان دیدگاه نیستند. بلکه نان قرض دادن‌اند. این کامنت‌ها منظورشان اینست که «خوب، حالا نوبت تو ا ِ …» چرا؟ چون غالباً اینطور کامنت‌ها همراه با قید لینک وبلاگ کامنت گذار است و هم حرفی برای گفتن ندارند، صرفاً چیزی می‌نویسند که نوشته باشند. این موضوع در مورد لایک زدن در گودر نیز برقرار است.
البته جسارت به نظر محترم کاربران گرامی نباشد. اما حقیقت امر چیزی جز این ندیدم. از این به بعد شما هم بیشتر دقت کنید متوجه می‌شوید.
حالا نظر شما چیست؟ :)

چرا و کجا اگهی خود را نمایش دهیم

۲ مهر ۱۳۸۹ دیدگاه ها مسدود است

به نویسنده جدید وبلاگ، امیر، خوش آمد میگیم. ایشون بیشتر در زمینه فیلم و سینما فعالیت دارند و مدیر سایت movietime.ir هستند. اگر به فیلم و موضوعات سینمایی علاقه دارید حتمآ سری به سایتشون بزنید.

تبلیغات چیست؟

هر کسب و کاری برای رونق بخشیدن به کارش یا برای جلوگیری از نابودی در شاریط بحرانی نیاز دارد تا به نحوی با مشتریان و افراد بیشتری رابطه برقرار کند و محصول یا خدمات خود را به افراد بیشتری معرفی کند تا از این راه فروش خود را افزایش داده و به سود بیشتری دست پیدا کنند. تفکری در گذشته وجود داشته و تا عصر حاضر هم همچنان پار برجا است که دادن و پرداخت هر گونه وجهی در قبال  معرفی  خدمات بنگاه های اقتصادی یک نوع هزینه ی اضافی و بدون برگشت است. این طرز تفکر  از یک دیدگاه درست است وقتی شما به صورت مثال یک اگهی تبلیغاتی در یک روزنامه می دهید، افرادی که آن را مطالعه می کنند حتی در صورتی که برای خرید به شما مراجعه کنند  خیلی کم پیش می آید که اعلام کنند که تبلیغ شما را در آن روزنامه و یا محلی که تبلیغ داده اید مشاهده کرده اند، بنابراین فروشنده هیچگاه به طور مستقیم بازخورد اگهی خود را درک نخواهد کرد و  در نتیجه فکر می کند که تبلیغاش بیهوده بود و صرفا یک هزینه ی اضافه.

تبلیغات، کی و کجا؟

تبلیغات آنلاین:

اما در واقع  اگهی و تبلیغات همیشه موثر بوده است. فرض کنید که شما یک فروشگاه اینترنتی دارید  که در آن محصول یا خدماتی را ارائه می کنید و در قبال آن پول دریافت می کنید.  شما  سایتی را جهت دادن تبلیغات انتخاب می کنید و برای یک مدت خاص به طور مثال یک ماه بنر خود را در آن نمایش میدهید. و ده هزار تومان نیز بابت آن پرداخت می کنید. به صورت کاملا منطقی  هر روزه تعدادی بازدیدکننده با کلیک بر روی بنر شما به فروشگاه شما راه پیدا می کنند حال اگر از مجموع تمام کسانی که در طول این یک ماه به سایت شما می آیند تنها یک نفر اقدام به خرید کند در آن صورت هزینه ی تبلیغات به شما باز می گردد و حداقل آن این است که شما متحمل زیان نشده اید. اما حتی اگر این اتفاق نیز رخ دهد شما هزینه ای متحمل نشده اید و در این بین از بابت دیده شدن بنر و نام سایت شما در محل تبلیغ دهنده یک معروفیت برای شما و یک آشنایی برای کسانی که بنر شما دیده اند ایجاد شده است و این یعنی یک امتیاز مثبت. حال اگر این اگهی به صورت مدت دار و در بازه ی زمانی طولانی تری در محل خاص نمایش داده شود یک مزیت دیگر نیز دارد و آن این است که اگر بازدیدکننده آن محل خاص قصد خرید داشته باشد به خاطر خواهد آورد که در سایت محبوبش یک بنر مربوط به فروشگاه وجود داشت  و به این ترتیب فروشگاه شما به طور غیر مستقیم از اعتبار یک سایت دیگر برای خودش استفاده می کند.

کجا تبلیغ کنیم؟

اما نکته ی مهم در این است که باید محل مناسبی را برای ارائه و نمایش اگهی خود نشان دهید. همیشه در نظر داشته باشید محلی که انتخاب میکنید تا حد امکان باید با نوع فعالیت و خدمات اراده شده توسط شما مطابقت داشته باشد. به عنوان مثال اگر فروشگاهی دارید که در آن فیلم و سریال در آن می فروشید، باید سعی کنید سایتی پیدا کنید که  در آن به بررسی و معرفی فیلم ها و سریال می پردازد. سایت های تخصصی فیلم و سینما از این جمله هستند که محل مناسب برای نمایش بنر تبلیغی شما هستد. و یا اگر فروشنده ی محصولات کامپیوتری هستید بهتر ست به سراغ IT نویس ها  و سایت های این چنینی بروید.نمایش اگهی در مکان اشتباه مثل  قرار دادن اگهی فروش لپ تاپ در قهوه خونه ی مش قنبر!  است.

شاید از شرایط کنونی خود و میزان فروش خود راضی باشید، اما همیشه به خاطر داشته باشید:

اگر با مشتری سر و کار دارید حتما میتوانید فروشتان را افزایش دهید.

تابناک، مافیای کله گنده وبلاگستان

۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۲ دیدگاه

مقدمه:

تابناک وبسایتی خبری است که با رشد چشمگیرش اکنون ششمین سایت پربازدید در داخل مرزهای کشور است. این سایت انواع موضوعات خبری را اکثرآ با سرعت و دقت مناسبی با ۳ زبان زنده دنیا تحت پوشش قرار میدهد. موضوعاتی از سیاست های داخلی و خارجی گرفته، تا ورزش و هنر و اینترنت و اقتصاد و هر چیز دیگری که برچسب خبر به آن چسبیده شود. تابناک از قدرترین حریفش، خبرگزاری فارس، ۹ پله برتری دارد.

قصد زیر سوال بردن کل فعالیت سایت رو ندارم چرا که کار من نیست، دلیلی هم نمیبینم و ربطی هم به من ندارد. اما… اما تابناک با تانک خبری اش هر روزه از روی وبلاگهای ما رد میشود، خبرهایی که دوست دارد را گلچین میکند و وسط انبوهی از بنرهای تبلیغاتی اش جا میدهد. سپس در آخرین خط از این خبر جدیدش مینویسد: “منبع: وبلاگستان” و این خبر را با آنچنان تیتر پر آب و تابی در سایت قرار میدهد که نویسنده ی اصلی آن ساعتی انگشت به دهان بماند!

من در این مطلب سعی دارم بگویم: “تابناک، محتوا به منبعش زیباست، همان طور که گل به شاخه اش.”

پربازدیدترین سایت خبری ایران و حقوق اهالی وبلاگستان

تابناک و حق مسلم وبلاگنویسان فارسی:

من مطمئنم مولف و منتشر کننده اصلی بسیاری از اخباری که هر روزه اینچنین به روی تابناک میروند حتی در آینده نیز روحشان از این موضوع خبردار نخواهد شد که دست نوشته هایشان چقدر راحت توسط بزرگترین سایت خبری ایران مورد دسبرد قرار گرفته اند.

خوب منم گاهی مطلع شده ام مطالبم این طرف و آن طرف کپی شده اند. ولی این مورد در خیلی از موارد به هیچ وجه سبب ناراحتی من نمیشود. چرا که در خیلی از موراد به اصل مطلب یا وبلاگ لینک منبع داده شده است یا در غیر اینصورت مشاهده میکنم که مطلب در سایت یا وبلاگی عاری از روشهایی برای کسب درآمد از مطلب من، کپی شده است.

ولی قضیه در مورد تابناک کمی تا کاملآ متفاوت است، چرا که تابناک با سواستفاده از این مطالب، به جذب بازدیدکننده میپردازد که در نهایت با توجه به کسب درآمد این سایت از روش نمایش تبلیغات، تابناک از مطالبی که شخص دیگر نوشته پول به جیب میزند.

رکود در وبلاگستان:

دوستان زیادی این روزها در مورد دلایل مختلف رکود در وبلاگستان مطلب مینویسند، خیلی ها هم از چرخه اقتصادی نا مناسب وبلاگنویسی گله دارند، ولی آیا تا به حال فکرش را کرده اید که ممکن است رکودی در کار نباشد و چرخه اقتصادی مناسب هم وجود داشته باشد ولی مافیایی پشت این قضیه باشد؟  تابناک نهایتآ یکی از کله گنده های مافیایی پشت این قضیه است.

مافیای ناقض حق کپی رایت را که بیخیال، ناقض حریم شخصی آنلاین ما، کسی که به فکر و چشمهای دوخته به مانیتور ما اهمیتی نمیدهد و با یک کپی-پیست خوشمزه و البته کاملآ رسمی و غیرقابل داد خواهی یا دفاع، خستگی شبهای گذشته از ترجمه و تحقیق و تایپ را همچنان در ذهن مان باقی میگذارد، و صد البته از تولید محتوایی هم که کرده ایم پشیمانمان میکند.

تابناک بسیاری از مطالبی را که از وبلاگستان در وبگاهش منتشر میکند را بدون لینک به منبع یا نام وبلاگ، منتشر میکند. خوب برای این کار تابناک یا اجازه گرفته و یا نه. ولی حتی اگر از صاحب وبلاگ برای انتشار مطلب، بدون ذکر منبع اجازه گرفته باشد، باز هم کارش در انتشار خبر بدون منبع اصلی توجیه پذیر نیست.

آمار:

خوشبختانه تابناک میزان بازدید از هر خبر را نشانمان میدهد. در مورد ۱۰ مطلبی که تابناک بدون ذکر منبع دقیق از وبلاگستان انتشار داده است و من از آنها به عنوان نمونه استفاده میکنم، کل بازدید ها سر از رقم ۳۰۰٫۰۰۰ در می آورد. اگر فقط و فقط ۱۰ درصد از این بازدیدکنندگان مایل باشند اصل خبر را در وبلاگ اصلی منتشر کننده آن مطالعه کنند، تابناک، فقط و فقط برای ۱۰ مورد از این خبرهایش مجبور است ۳۰٫۰۰۰ بازدیدکننده به ۱۰ وبلاگ در وبلاگستان بفرستد! رقم چشمگیری شد نه؟ و پس از آن ۱۰ وبلاگ در وبلاگستان دیگر چیزی در مورد رکود و چرخه اقتصادی نامناسب وبلاگستان نخواهند نوشت.

نکته دیگر؛ فکر میکنید با شمارش تعداد لینک ها و بنرهای تبلیغاتی این سایت خبری به چه عددی میرسید؟ من تمام لینکها و بنرهای تبلیغاتی تابناک را یک به یک شمردم. ۳۴ بنر تبلیغاتی ششمین سایت پربازدید در ایران چقدر میتواند درآمد داشته باشد؟ نوش جان، ولی…

همه چیزهایی که تا الان گفتم را فراموش کنید؛ بریزید دور…

چرا؟

چرا از دست رنج دیگران سواستفاده میکنید؟ چرا به خوانندگانتان حرفه ای احترام نمیگذارید؟ نکند فکر میکنید همه ما قلمرادیم؟ ها؟

نکند فکر میکنید اگر لینک نگذاشتید یک قدم پیشرفت کرده اید؟ نکند فکر میکیند این بهانه که مولف اصلی آن نامعلوم است منطقی است؟ نکند از لینک دادن به یک وبلاگ ساده در گوشه کنار وبلاگستان که یکی دو پست بیشتر ندارد میترسید؟ نکند فکر میکنید رتبه تان در الکسا خوب است و دیگر بالا و پایین نمیشوید؟

من با یک جستجوی ساده گوگلی به این ۱۰ نتیجه میتوانم اشاره کنم که تابناک به حق مولف توجهی نکرده:

  1. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=86758
  2. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=94519
  3. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=90588
  4. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=80822
  5. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=72945
  6. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77573
  7. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=74679
  8. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=14667
  9. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=73459
  10. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77865

وبلاگهای زیاد دیگری هم هستند که به این مورد پرداخته اند و از انتشار مطالبشان در تابناک یا دیگر سایتهای رسمی خبری بدون رعایت حق مولف اظهار نارضایتی کرده اند. اگر کمک کنید لیستی از آنها را هم اینجا ارئه خواهیم داد.

پنج میلیارد عکس در فلیکر و پنجاه میلیارد در فیسبوک

۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ۲ دیدگاه

دیروز ۵ میلیاردمین عکس در فلیکر آپلود شد.

عکس شماره ۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰ در فلیکر

این عکس توسط کاربری به نام yeoaaron روی فلیکر رفت.

در کنار رشد شبکه های عظیمی چون فیسبوک به نظر میرسد شبکه هایی مثل فلیکر همچنان به رشد خودشان ادامه میدهند. فلیکر از ۳ سال پیش تا کنون سیر صعودی یکنواختی در پیش داشته است. تقریبآ یک میلیار عکس در سال. اگر فکر میکنید آمار بالایی است به این هم فکر بکنید که فیسبوک فوریه ی امسال ادعا کرده که ماهانه میزبان ۲٫۵ میلیارد عکس جدید است.

رشد فلیکر

در کنار مطالعه ی مطلب فکرم به این سمت رفت که فسیبوک واقعآ به کجا میرود؟ وقتی که فلیکر در سال میزبان نیمی از آمار عکس های فیسبوک آن هم در ماه نیست باید بیشتر در مورد فیسبوک فکر کرد. حتمآ میدانید فیسبوک در مقام درصد و آمار کمر گوگل را هم شکست! چندی پیش در اخبار خواندم که گوی سبقت رو در بازدید از گوگل هم ربوده. خوب حالا ما با یه غول یا به تعبیر من یک دیو روبرو هستیم. کلآ متوجه نشدم چرا هیچوقت علاقه ای به استفاده ازش پیدا نکردم… ولی آنچه به عنوان چالش پیش روی فیسبوک بوده همیشه بزرگ تر از بزرگترین مشکلات گوگل به نظر میرسد. نویسنده های  تکرانچ حدسشان در مورد عکس های فیسبوک سر از ۳۰ الی ۵۰ میلیارد عکس در می آورد که با توجه به ماهیت حریم شکنانه باید منتظر چالش های جدید بود.

طبق محاسبات من اگر ۵ میلیار عکس موجود در فلیکر همگی سایز ۵*۵ سانتی متر باشند میتوانیم تقریبآ تمام سطح کشورمان را با آنها بپوشانیم. حالا ۶ برابر آن که آماری تقریبی و حداقلی از عکس های فیسبوک است میتواند پنجمین کشور وسیع دنیا یعنی برزیل را بپوشاند.

میترسم آخرش زیر این همه اطلاعاتی که هر روزه در دنیا تولید میکنیم غرق شویم و کسی نباشد ما را از دست خودمان نجات دهد.

(منبع: ویکیپدیا - تکرانچMedia Culpa)

حمله به برجک مینیمالیسم

۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ۷ دیدگاه

کمینه گرایی یا مینیمال نویسی پدیده ای است برای خلاصه و کوتاه تر نوشتن. سبکی هنری که به عقیده ی من جایگاه خود را در محیط مجازی زمانی پیدا کرد که سرویس های میکروبلاگ خودی نشان دادند.

مینیمال نویسی و کمینه گرایی

ولی این کوتاه نوشته ها که میتوانند آثار زیبای هنری باشند امروزه در وب ما چه جایگاهی دارند و به کجا میروند؟ راستش من در این مورد حسب تجربیات احساس خوبی ندارم. بنده موافق یا مخالف مینیمالیسم، چیزی که خیلی از تکنولوژی ها و افعال به سمتش میروند، نیستم. فقط بر اساس یافته هایم معایبش رو در حال حاضر و با توجه به روند پیش رو بیش از محاسن میبینم. به عنوان مثال برخی از معایب را بررسی میکنیم:

۱- در خیلی از موارد مینیمال نویس سعی در انتقال منظوراتی  دارد که اگر با زبان راستگوتری بیان شوند مورد انتقاد خواننده ها خواهند بود. ولی با استفاده از این وسیله نویسنده داده های غیر فرهنگی پاکتی به خورد خواننده هایش میدهد. یعنی محصول را که یک پیام غیرفرهنگی و غیر قابل قبول است با کاغذ کادوی بسیار خوشگلی تحویل میدهد تا خوراندنش به بعضی از خواننده ها ساده تر باشد.

۲- چهار کلمه که به زور یک جمله را سرپا نگه میدارند هرگز نمیتوانند راه حلی برای مشکلات سیاسی-اجتماعی باشند ولی ممکن است چند نفر در گودر آن را لایک بزنند. مینیمال نویس ما برای حرفش منبعی ندارد، دلیل ندارد، راه حل ندارد، دیدگاه تازه ای ندارد، مطالعه ای ندارد… به نظر میرسد کلآ حرفی ندارد، ولی به هر حال میخواهد یه چیزی گفته باشد که گفته باشد… همین.

۳- مینیمال نویس پشت مینیمال هایش قایم میشود و آفتاب پرست میشود. به این معنی که گرچه مینیمال نویسی به گفته ی ویکیپدیا اینطور تعریف میشود:

مینیمالیسم مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌است.

اما مینیمال نویسهای ما خصوصآ از نوع وطنی، دو پهلو حرف میزنند، تا اگر کسی مچشان را گرفت خودشان را به کوچه ی علی چپ بزنند.

۴- مینیمال نویسان فارسی  ژنراتور مولد  امواج منفی. فکر نمیکنم این هنر از ابتدا سبکی برای سیاه نویسی بوده باشد ولی هر چه هست مینیمالرهای ما این هنر را سبکی برای سیاه نویسی دیده اند. اگر به چندتا از وبلاگهایی که در این زمینه هستند سر بزنید قطعآ از زندگی پشیمان میشوید! حتی داستانک نویسان این زمینه سعی دارند قدرتشان را با توهم زایی، نفرت انگیزی، نا امیدی و… به مخاطبانشان انتقال دهند.

اینها بخشی از چالشهایی بود که از نظر من دامن گیر کمینه نویسان محیط مجازی فارسی است. با این چالش ها میشود برجک بسیاری از وبلاگهای مینیمال رو زد.

شاید در این زمینه محیط پربارتری داشته باشیم، اگر کمینه نویسان ما:

- سفیدتر بنویسند(مثبت باشند)

- حرفهای دو پهلو و صد من یک غاز ننویسند(رک و صریح باشند)

- تخصصی تر بنویسند(به استثنای آنهایی که همه چیز بلدند)

- بعضی هایشان کمی بلندتر و بعضی های دیگرشان کمی کوتاه تر بنویسند(مینیمال واقعی باشند)

- چیزهایی که خودمان میدانیم ننویسند(منم میدونم تحریمیم، هوا گرمه و سرعت دانلودت هم کمه)

- با مطالعه و مدرک بنویسند(به استثنای آنهایی که خودشان مدرکند)

- معمولی و رسمی تر بنویسند(لازم نیست اسم وبلاگتون رو بزارین “دست نوشته های یک موجود عجیب و غریب”)

البته تعداد بسیار کمی هم در این میان هستند که هنرمندانه از این سبک استفاده میکنند. از نظر من نمونه های کمینه نویسی مناسب میتوانند اینطور باشند:

+بالانشینی ها

+مینیمال ها و طرح ها