بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘خواندني’

در باب انحصار فضای دیجیتالی کشور و اپراتور سوم

۲۵ آبان ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

حتما شما هم در خبرها خواندید که اپراتور سوم با انحصار دو ساله ارائه خدمات نسل سوم تلفن همراه به زودی وارد گود رقابت اپراتورها خواهد شد که در کل خبر خوبی است چرا که اپراتور سوم علاوه بر نسل دوم قصد فعالیت جدی در ارائه خدمات نسل سوم را هم دارد.

ولی این سکه روی دیگری هم دارد و آن همین انحصار ارائه خدمات نسل سوم و حتی چهارم می‌باشد که نه تنها به هیچ وجه امیدوار کننده به نظر نمی‌رسد بلکه اصطلاح جدید «استعمار نوین فضای دیجیتال کشور» را به وجود آورده است. با این توضیح که مطمئنآ تا دو سال آینده هیچ اپراتوری مجوز ارائه خدمات بر پایه نسل سوم و حتی چهارم، حتی به صورت آزمایشی را دریافت نخواهد کرد.

یقینآ تا دو سال آینده حجم قابل توجهی از خدمات نسل سوم موبایل در دنیا به نسل چهارم ارتقاء پیدا خواهد کرد در حالی که در هر شرایطی در کشور ما یک اپراتور بیشتر در این زمینه فعالیت نخواهد کرد و هیچ انگیزه رقابتی هم در این اپراتور برای ارائه خدمات بهتر وجود نخواهد داشت.

می‌توان حدس زد در این شرایط کاربران در مقابل یک اپراتور انحصاری ناچار به تحمل کیفیت‌های پایین و هزینه‌های بالا باشند!

 

مقایسه سرعت ۳g با ۴g

 

گفتنی است استانداردهای خدمات نسل پنجم موبایل در محافل علمی دنیا هم اکنون در دست پژوهش و بررسی است.

رسانه‌ها وب فارسی را حمایت کنند

۱۵ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

فکر میکنم امروز که وبلاگستان و وب فارسی خودش را تا جای خوبی(از نظر من) بالا آورده و خیلی از اوقات میتواند خودش را همپای وبلاگها و وبسایتهای بزرگ دنیا علارغم مشکلات خاص بومی بالا نگه دارد بد نیست ما هم شخصیتش را جدی بگیریم و فراموش نکنیم که وب فارسی دیگر نوزاد نیست و می‌تواند روی پای خودش بایستد، بلکه بستری مناسب برای فعالیت‌های خاص این حوزه نیز هست اگر مجال کوچکی در اختیارش قرار دهیم.

الان دیگر وب فارسی پر است از شبکه‌های اجتماعی بومی، سایت‌های خرید و فروش‌، خبرگزاری‌ها، خدمات الکترونیکی دولتی یا غیر آن، بانک‌ها و تجارت الکترونیک، دانشگاهها و مراکز آکادمیک آموزشی و…

این بستر گرچه به وجود آمده و امتحان خود را پس داده ولی هنوز آن طور که باید و شاید و آن طور که شایسته آن است به عموم معرفی نشده است. فکر میکنم این پتانسیل شناسایی و معرفی نشده در دست ما تا سطوح بالای مدیریتی نیز در کشور مورد غفلت واقع است.

نکته‌‌ی اول در این مورد فرار برخی رسانه‌ها از معرفی این بستر و پتانسیل‌های آن علارغم وظایف ذاتی یک رسانه است. اگر این موضوع به این دلیل باشد که اصحاب رسانه قصد ندارند مخاطب از دست بدهند، مثلآ مدیر مسئول یک روزنامه این تفکر را داشته باشد که ممکن است رسانه‌های دیجیتال جای روزنامه‌اش را پر کنند، تنها اتفاقی که میافتد کند شدن رشد ضریب نفوذ رسانه‌ها و خدمات دیجیتال است که هزینه‌های جبران ناپذیری را در عصر اطلاعات به کشورمان تحمیل می‌کند و ممکن است باعث برخی عقب‌افتادگی‌های فنی و علمی شود.

نکته دوم حضور دست و پا شکسته برخی رسانه‌ها در این حوزه است که گاهآ ناخواسته شعور مخاطب را هم مورد توهین قرار می‌دهد. بارها و بارها همه‌ی ما سوتی‌های ریز و درشت رسانه‌ها خصوصآ تلویزیون را در این حوزه دیده‌ایم.

دیگر خیلی دیر شده است که بخواهیم تازه وب و اینترنت و شبکه جهانی را جدی بگیریم. امروز ما باید بیش از هر چیز به فکر وب فارسی و فضای مجازی کشورمان باشیم و آن را به رسمیت بشناسیم.

در این مسیر از برنامه‌های خبری  ساعت X و ۳۰ گرفته تا روزنامه‌ها و مجلات و نشریات حتی حداقل آن دسته که در حوزه فناوری قرار میگیرند باید چشم ریزبین‌تری را مسئول پایش محتوی وب فارسی برای خود قرار دهند. چرا که دیگر این روزها وب فارسی نه تنها با سرعت و دقت خوبی اخبار و فناوری‌ها و خدمات را در درسترس قرار می‌دهد، بلکه خودش نیز محتوی ساز ماهری از آب در آمده است.

یک روز وقتی یکی از برنامه‌های تلویزیون در حال معرفی گدجتی بود و از سایت انگدجت نام برد خیلی دلم میخواست مجری به جای انگدجت میگفت:«امروز در نارنجی خواندیم که…»

وب فارسی را دوست داشته باشیم.

سربازها تغییر شکل پیدا میکنند

۱۱ بهمن ۱۳۸۹ دیدگاه ها مسدود است

میدونم شاید باور نکنید، ولی شخصی که در تصویر مشاهده میکنید دوست بنده سعید است!

سعید.ش

باورش برای خودمم هم سخت بود که چند ماه سربازی بتونه انقدر در ظاهر یک شخص تاثیر داشته باشه. سعید اصلآ قیافش اینطوری نبود… اصلآ انقدر خشن نبود… نمیدونم توی این مدت چی بهش گذشته که اینطوری داغون شده. قدش تقریبآ نصف شده، شکل هندسی کله ش کاملآ تغییر پیدا کرده، رنگ پوستش بکلی دچار آفتاب سوختگی شده. قیافش داد میزنه تو پادگان چیزی برای خوردن گیرش نمیاد، شایدم دچار سوءهاضمه شده. خیلی کم حرف شده و اصلآ ندیدم بخنده. سعید قبلنا خیلی شوخ طبع بود، به ترک روی دیوار هم یه ساعت میخندید.

یه نیم ساعتی با هم بودیم و بعدش رفت سر پستش. همین جوری که داشت میرفت برای خداحافظی چندتا تیر هوایی هم شلیک کرد.

من فکر میکنم سنگینی کلاهی که روی سرشه و فشاری که از بالا بهش میاره باعث کوتاه شدن قدش شده باشه. هر چند محل خدمتش که افتاده قاهره(مصر) هم بی تاثیر نیست.

دسته هامینیمال برچسب ها:, ,

۱۰ مطلبی که یک وبلاگنویس تخصصی خوب نباید بنویسد

۱۰ بهمن ۱۳۸۹ ۲ دیدگاه

مقدمه:

در این مطلب سعی خواهم کرد تعدادی از مطالب و پست هایی که یک وبلاگنویس خوب فارسی نخواهد نوشت و اگر هم نوشت، منتشر نخواهد کرد را توضیح دهم. باشد که هم حرفه ای تر بنویسیم و هم پندهایی باشد برای وبلاگنویسان تازه کار. آیا عبرت نمیگیرید؟

۱-      خاطرات روزانه شخصی:

اتفاقآ خاطره نویسی خیلی هم خوب است، حتی در یک وبلاگ تخصصی، به شرطی که تخصصی باشد. فرض کنید من یک وبلاگنویس تخصصی در زمینه طراحی وب هستم. در این صورت میتوانم خاطره درخواست عجیب و غریب یک مشتری را برای وبسایتش بنویسم، ولی نمیتوانم در مورد خاطره یک بعد از ظهر که به پیک نیک رفتم را بنویسم.

۲-      مدتی نخواهم نوشت:

اگر به مسافرت میروید یا به هر دلیل دیگری مدتی وبلاگنویسی نخواهید کرد احتمالآ نیازی نیست که این موضوع را در وبلاگتان اعلام کنید. مگر اینکه این مدت خیلی طولانی باشد به طوری که حدس بزنید ممکن است کاربران اشتراکشان را حذف کنند یا شایعاتی دامن گیر وبلاگتان شود.  راستی لازم نیست همه چیز را در وبلاگتان بنویسید، کافی است توئیت کنید «یک هفته نخواهم نوشت».

از طرف دیگر بعضی وبلاگنویسان ممکن است به هر دلیلی چند وقتی وبلاگشان را به روز نکند و مطلب جدید روی آن قرار ندهند. مطمئن باشید  برای این مورد هم نیازی نیست که بعدآ پستی ارسال کنید و دلیلش را برای خوانندگانتان توضیح دهید. واضح است بازدید کننده گان گذری و غیر دائمی میلی ندارند که بدانند چرا مدتی ننوشتید. از طرفی بازدیدکنندگان دائمی هم به خاطر مطالب خاص وبلاگ شما دنبال کننده آن هستند نه به خاطر اتفاقات و مسائل روزمره زندگی شما(استثناء هم داریم).

۳-      مطالب سیاسی:

فکر نکنم به توضیح نیاز داشته باشد. شما سیاستمدار نیستید، پس نباید خودتان را قاطی این جور مسائل کنید. اگر مطلبی مینویسید که مربوط به سیاست است کافی است جنبه فنی آن را توضیح دهید، برای مسائل سیاسی آن میتوانید به سایت های خبری به بیرون لینک دهید. البته اگر وبلاگتان فنی و تخصصی نیست قضیه فرق دارد… مثلآ مازیار ناظمی گاهی در وبلاگش تحلیل های سیاسی جالبی مینویسد.

۴-      شایعات:

خبرهایی که از صحتشان اطمینان ندارید ننویسید. هیچ گاه خبری را که منبع موثقی برایش پیدا نکرده اید ننویسید. گاهی اوقات مطالب و خبرهایی که در سایت های بزرگ خبری درج میشوند غلط، دروغ، شایعه و یا دروغ ۱۳ از آب در می آیند، چه برسد به مطلبی که از هم اکنون منبعی برای آن ندارید.

۵-      با تردید منتشر نکنید:

آیا تا به حال پیش آمده برای نوشتن مطلبی زمان زیادی صرف کنید و در انتها متوجه شوید آن طور که خواستید از آب در نیامده؟ حالا جای شک و سوالش برایتان پیش می آید که آیا این مطلب را منتشر کنم یا خیر؟ جواب سوال مسلمآ «خیر» است. هر چقدر هم زحمت کشیده باشید، اگر به دل خودتان ننشیند به دل کاربران هم نخواهد نشست. این مطالب گرچه تعداد پست های شما را افزایش میدهند یا حتی ممکن است باعث افزایش حدودی بازدیدکنندگان هم شوند ولی درصد کیفیت مطالب وبلاگتان را پایین نگه میدارند. همه ما ترجیح میدهیم وبلاگی با ۱۰ پست محشر داشته باشیم تا وبلاگی با ۱۰۰ پست معمولی.

۶-      برخی پست های مهمان:

در دنیای وبلاگنویسان پیش می آید عده ای از وبلاگنویسان تصمیم میگیرند با هم یک حرکت وبلاگی داشته باشند و در مورد یک موضوع همزمان مطالبی منتشر کنند. یا اینکه کسی از شما میخواهد نوشته ای از ایشان را در وبلاگتان منتشر کنید. گاهی اوقات ما ایرانی ها نمیتوانیم «نه» بگوییم. ولی اگر واقعآ فکر میکنید این مطلب مناسب وبلاگ شما نیست رک باشید و بگویید:«نه». مثلآ در مورد موضوع «یافتن یک فتحی» من از وبلاگنویسان زیادی درخواست کردم همکاری کنند. در نهایت فقط جادی در کیبرد آزاد بود که این کار را کرد چون وبلاگش ظرفیت این مطلب را داشت. اتفاقآ این پستش مورد استقبال خوبی هم قرار گرفت.

۷-      خبرهای داغ ولی بی ربط:

مهم نیست چه خبری است. اگر در حوزه فعالیت وبلاگ شما نیست نباید منتشر کنید. بسیار میبینم وبلاگنویسان خبرهای بسیار داغی منتشر میکنند که اصلآ به موضوع وبلاگشان ربطی ندارد. در نهایت اگر خبر داغی است و میخواهید حتمآ منتشرش کنید کمی آن را در حوزه فعالیت وبلاگتان بسط دهید. مثلآ اخبار سایت ویکی لیکس میتواند مهم باشد در حالی که مرتبط نباشد. اگر علاقه مند باشم در مورد حملات DDOS روی سرور سوئدی این سایت خواهم نوشت، نه بیشتر.

۸-      مطالبی که روی آنها احاطه ندارید:

خوب فرض کنیم موضوع خوبی پیدا کرده اید. کمی هم در موردش نوشته اید. مطلبش هم به موضوع وبلاگ شما ارتباط دارد. ولی اگر در مورد این موضوع خاص که مینویسید فکر میکنید احاطه کافی ندارید ننویسید. مثلآ اگر مطلب خوبی در مورد شرکت Apple پیدا کرده اید که در دنیای وب خبر مهمی محسوب میشود و در راستای فعالیت وبلاگ شما هم قرار دارد، ولی مسائل فنی آن را به خوبی درک نکرده اید، خوب در مورد این موضوع ننویسید. دلیلی ندارد که ریسک کنید و یک سری احتمالات از نظر خودتان را منعکس کنید و تازه از بازخورد کاربران متوجه شوید داستان را اشتباه متوجه شدید و اشتباه منعکس کرده اید.

۹-      نوشته های بی مخاطب:

البته کسی نوشته هایی را که مخاطب جذب نکنند نخواهد نوشت ولی برخی ها این کار را میکنند و ادامه هم میدهند. ممکن است چون شروع کرده باشند حاضر نباشند این تجربه را با شکست به پایان برسانند، ولی باید بدانید که اگر عبرت نگیرید و بر اشتباهات پافشاری داشته باشید نتیجه اش برای کل وبلاگتان سنگین تمام خواهد شد. نوشته های بی مخاطب که لایک نمیخورد، شیر نمیشود و کامنت نمیگیرد  کاربران دائمی وبلاگ شما را فراری خواهد داد.

۱۰-   حواشی وبلاگنویسی:

حواشی زیادی دامن گیرعمده وبلاگنویسان بزرگ و معروف است. ما هم که ایرانی، غوز میشود بالای غوز. حالا اگر این حواشی را خودمان هم مورد بحث قرار دهیم و در وبلاگ رسمآ منتشر کنیم که دیگر هیچ. کلآ دلیلی ندارد اگر هم حاشیه داریم به آن رسمیت ببخشیم. مطرح کردن این حواشی هیچوقت آنها را حل نخواهد کرد.

تغیر شخصیت با استفاده از نت پد ویندوز

۱۰ آذر ۱۳۸۹ ۷ دیدگاه

قبل از هر چیز مطمئن شوید با دسترسی Admin روی سیستمتان بالا آمده اید و برنامه Notepad  روی سیستمتان نصب است و به خوبی کار میکند.

مقدمه

تنها چیزی که در دنیا تغیر نمیکند و همان طور که هست خواهد بود وجود تغیرات است. پس تغیر شخصیت یک شخص ممکن است کار چندان دشواری هم نباشد. اما پیش از تلاش برای  تغیر شخصیت خود یا دیگران سعی کنید به این نکات توجه کنید:

  • نکته یک: کسی که به خواب فرو رفته است میشود بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده است نه(دکتر علی شریعتی). از این جمله این طور برداشت کنید که برای تغیر شخصیت یک نفر حتمآ و قطعآ به همکاری و میل خود آن شخص نیاز دارید. در غیر این صورت پروژه را همین جا متوقف کنید و بیش از این وقتتان را تلف نکنید.
  • نکته دو: مطالبی که میخوانید نتیجه تجارب شخصی، مطالعات و راهکارهای مورد استفاده شخص بنده بوده و هست و از عملکرد آنها برای خودم تقریبآ در تمام موارد اطمینان دارم. حدس میزنم شما هم اگر همین عملکردها را داشته باشید نتایجی مشابه دریافت کنید.
  • نکته سه: این موضوع را صفر و یک نبینید. ما در دنیای واقعی با احتمالات بسیاری رو به رو هستیم(بخوانید: مغز یک کامپیوتر و کامپیوتر یک مغز). قرار نیست راهکارهایی که ارائه میدهم مثل کدهای برنامه نویسی کپی بزنید.
  • نکته چهار: این پست را یک نوشته شخصی در نظر بگیرید. حاوی تناقض، اغماض، طنز.

چرا میخواهید تغیر شخصیت دهید؟

اگر همین الان جواب قانع کننده ای ندارید شاید بهتر است اصلآ تغیر شخصیت ندهید…؟! آیا چیزی در شخصیتتان وجود دارد که شما را می آزارد؟ آیا دوست دارید بیش از اینها شبیه الگویی که در زندگی دارید به نظر برسید؟ آیا اطرافیانتان معمولآ از شما میخواهند در رفتارتان تجدید نظر کنید؟ ولی هیچ کدام از این موراد بهانه خوبی برای تغیر شخصیت نیست.

بیشترین انگیزه برای تغیر شخصیت میتواند تغیر از بهتر به بهترین باشد.

شما باید چیزی را که هستید پذیرفته باشید و با آن کنار آمده باشید. چطور امکان دارد چیزی را که وجودش در ذهنتان یک علامت سوال است را تغیر دهید؟ این که خودتان را قبول کنید یعنی کاملآ هم با خودتان دوست و رفیق باشید.

خودتان را قبول کنید

شاید همه میدانیم وقتی در اعماق خودمان تنها میشویم دیگر فرقی ندارد چند نفر دور و بر ما باشند. باز هم احساس تنهایی داریم(بخوانید: How to accept yourself).

حالا که خودمان را قبول داریم باید شرایط را هم درک کنیم. همه مردم دنیا که قرار نیست خواننده یا بازیگر سینما شوند. چرا فکر میکنید همه دوست دارند مثلآ بهترین ها باشند در حالی که بهترینی اصلآ وجود ندارد. بهترین هنوز نیامده(“The best is yet to come”، لویز فیگو، فوتبالیست سرشناس پرتغالی). یعنی بهترین یک مفهوم در ذهن ماست. چیزی که وجود شخص دیگری است نمیتواند آروزی خوبی برای ما باشد، هرچند میتواند الگوی خوبی باشد.

بگذارید با مثال پیش بروم چون چون از نظر دوستانم مَثل گویِ خوبی هستم:

توماس ادیسون مرد بزرگی بود. او الگوی من در زندگی است. من سعی خواهم کرد شبیه او باشم. ولی آیا میتوانم برق را دوباره اختراع کنم؟

پس تا اینجا هم خودمان را قبول کردیم، هم شرایط را. ما ادیسون را دوست داریم، ولی نمیخواهیم دوباره برق را اختراع کنیم.

حالا باید یک آنالیزی انجام بدهیم. سه گام زیر یک چرخه است. چرخه تغیر شخصیت از اینجا شروع میشود.

۱- بیست مورد خوشبختی:

آنتونی رابینز در کتابش نوشته بود دفترچه ای تهیه کنید و بنویسید… من میگویم Notepad ویندوز را باز کنید و بنویسید:

حداقل بیست مورد یا بیشتر، اصلآ هرچه بیشتر بهتر، بنویسید که در زندگیتان بیش از همه برای چه چیزی خوشحالید و شکر گذار خداوند هستید؟ به خاطر خانواده خوبی که دارید؟ سلامتی؟ رفاه(فراموش نکنید الان پشت یک کامپیوتر که به اینترنت متصل است نشسته اید و این نوشته ها را میخوانید)؟ دوستان خوب؟ قبولی در دانشگاه؟ جان بدر بردن از یک صحنه تصادف خطرناک؟ خلاصه هر چیزی که به ذهنتان میرسد را با شماره گذاری در حداکثر یک جمله، یک خط، یا یک کلمه بنویسید(البته ترتیب شان مهم نیست).

وقتی حداقل بیست مورد را نوشتید آنها را جای مناسبی با نام GOOD, NICE, OK یا هر کلمه مثبت دیگری ذخیره کنید(من اسم این فایل را NOD میگذارم).

حالا مراحل زیر را دنبال کنید:

۱- به پوشه ای که این فایل را در آن ذخیره کرده اید بروید.

۲- روی فایل مورد نظر راست کلیک کنید.

۳- گزینه Send to را انتخاب و از منوی بازشونده آن گزینه Desktop را انتخاب کنید(روی عکس کلیک کنید).

خوب این از این. دوستان لطفآ توجه کنید که حتمآ این کارها  را انجام دهید و هم اکنون هم انجام دهید. بیشتر از این سفارش و تذکر نمیکنم.

۲- پنج مورد تغیرات:

حالا Notepad تازه ای را بگشایید و این بار درون آن حداقل ۵ مورد و حداکثر هم همان ۵ مورد از مهمترین ویژگی ها، خصوصیات، رفتارها و چیزهایی که مایل به تغیر آنها هستید بنویسید. یادتان باشد که حتمآ ساده ترین ها را انتخاب کنید. جلوی هر کدام از این ۵ مورد در حداقل چند خط به طور کامل شرح دهید که چطور میخواهید تغیر کند. بنویسید که دوست دارید این مورد چگونه باشد. مثلآ من مینویسم: «شلخته نباشم: من دوست دارم همیشه تمیز و مرتب باشم. از این به بعد شبها زودتر میخوابم و صبحها نیز زودتر بیدار میشوم. اگر سونامی هم بیاید از این به بعد اول کفشهایم را واکس میزنم، بعد میپوشم. فردا عصر یک میز کامپیوتر جدید سفارش میدهم که به اندازه کافی جادار باشد و…».

این فایل را با نامی مثل Change یا Next در کنار فایل قبلی ذخیره کنید و باز هم یک میانبر از آن را کنار قبلی قرار دهید.

۳- یک ماه زمان:

خوب الان شما میدانید در زندگی چه موهبت هایی دارید. میدانید چه توقعاتی از خودتان دارید و آیکن پنج مورد از چیزهایی را که میخواهید تغیر دهید روی دسکتاپ ویندوزتان دارید.

موقعیت و خواسته ها مشخص است.حالا باید برنامه ریزی و زمانبندی کنید.

Notepad ویندوز را بگشایید، به بیست موردی که باعث خوشبختی شماست فکر کنید، اگر یادتان رفته آیکنش روی دسکتاپتان هست. به ۵ مورد تغیرات فکر کنید، آیکن این یکی هم جلوی دستتان هست. خوب حالا فکر کنید اگر یک ماه آینده در حالی که با موفقیت تمام این ۵ تغیر را وارد زندگیتان کرده اید و از نتایج آن در زندگیتان خرسند و راضی هستید چگونه میتوانید خودتان را تعریف کنید؟ در این مورد حداقل ۱۰ مورد یا یادداشت کنید. مثلآ من مینویسم:«من کلآ آدم شیک پوشی هستم و دیگران من را به خاطر نظم و برنامه ریزی که توی زندگی دارم تحسین میکنند…». تاریخ امروز و یک ماه آینده را هم در پایین یادداشت کنید.

این فایل جدید را با نام Magic، Time یا هرچیز دیگری که به نظر خودتان مناسب است ذخیره کرده، میانبر آن را کنار میانبر دو فایل قبلی در دسکتاپ قرار دهید.

تقریبآ تمام کارهای فنی به پایان رسیده.

فایل مخصوص را باز کنید:

از حالا به بعد باید تمرین کنید و نحوه استفاده مناسب از این سه فایل را یاد بگیرید. کافی است هر موقع ناراحت و عصبی شدید فایل NOD (اولی) را باز کنید. هر موقع در مورد عملکردتان به شک افتادید که آیا فلان کار را انجام بدهم یا نه نگاهی به فایل Next (دومی) بیاندازید. هر موقع نگران شدید، احساس پوچی و سرخوردگی کردید فایل Magic (سومی) را باز کنید.

«خشم و عصبانیت، شک و تردید، پوچی و بی هدفی» بزرگترین احساساتی هستند که ممکن است امواج منفی را وارد زندگی افراد کنند. سه فایلی که با هم ایجاد کردیم دقیقآ پادزهر این امواج منفی هستند. هر شخص یک پادزهر مخصوص به خود.

علاوه بر این ها پیشنهاد میکنم در فواصل زمانی معین یا رندوم(اتفاقی) به این فایلها نگاهی بیاندازید و در مورد آیتمهایشان کمی فکر کنید. سعی کنید حداقل هفته ای یکبار این کار را بکنید.

نتیجه چیست؟

پس از پایان یک ماه، اگر همه چیز درست پیش رفته باشد شما تبدیل به همان شخصی شده اید که در فایل Magic نوشته اید. تمام آیتمهای فایل Next هم در زندگیتان اعمال شده و اگر بخواهید دوباره فایل NOD را بنویسید چیزهایی بیشتری وجود دارد که از نظر شما باعث خوشحالی و خوشبختی است.

بعدش چه؟

تمام فایلهای این پروژه یک ماهه را آرشیو کنید. و تمام مراحل بالا را دوباره برای ماه جدید آغاز کنید. میتوانید در مورد زمانبندی و تعداد تغیرات و تعداد آیتم ها در صورتی که مایلید خلاقیت به خرج دهید.

خوب نظرتان چیست؟