پیرامون پست های قبلی که زاغ سیاه برنامه خبری ۲۰:۳۰ رو چوب زدیم، اکنون چوب بلندتری برای این زاغ پرطرفدار پیدا کرده ایم. تا الان دو پست در مورد بیست و سی در وبلاگم منتشر کردم، که حدود ۳۰ – ۴۰ کامنت دریافت کردند. نکته جالبی که در مورد کامنت ها وجود دارد فقدان پررنگ روشی برای جذب این کامنت ها از طرف بیست و سی است.
در حدود این یک ماه از انتشار این دو پست دهها کاربر بیش از صدها خط نظر برای وبلاگ من ارسال کردند که اصلآ ربطی به من ندارند. قضیه این است که کاربران با جستجوی کلمه “بیست وسی” به وبلاگ من و دو پست مربوط میرسند و کامنت هایشان را همان جا مینویسند. بیست و سی روی خط وب فقط یک آدرس ایمیل دارد که خیلی ها هم ممکن است نتوانند آن را پیدا کنند، ولی تقریبآ همه میتوانند در گوگل به دنبال بیست و سی بگردند. بیست و سی میتواند باز هم مثل گذشته با یک حرکت نوآورانه در میان اصحاب رسانه، وبلاگ یا وبسایتی رسمی و در خور معرفی کند و خیل کاربرانی که نمیدانند گزارش های خبری خود یا سایر موارد مربوط به برنامه را از طریق چه کانالی به آنها برسانند، به طرف خود جذب کنند.
مزایای این کار هم بسیار است:
- من اولین و بزرگترین مزیتش را رهایی کاربران از سردرگمی میدانم. با جستجوی ایمیل بیست وسی در گوگل اگر کسی وبلاگ من را پیدا نکند احتمالآ هرگز نمیتواند ایمیل بیست و سی را پیدا کند.
- رسمی تر و حرفه ای تر: در پست های قبلی در این موارد نوشتم. وبگاه مستقل یک شرکت، یک استاد دانشگاه، یک مهندس و یا یک رسانه خبری چهره ویژه ای در فضای مجازی به صاحبش خواهد بخشید.
- جلوگیری از سو استفاده: جای بسی تامل دارد که با جستجوی بیست و سی به جز برخی موارد از این واژه کلیدی در اینترنت سواستفاده شده است. مثلآ برای جذب بازدید کننده. اگر بیست و سی وبگاه خودش را راه اندازی کند اینها را کنار خواهد زد.
- پتانسیل های ویژه: فکرش را بکنید بیست و سی از طریق وبگاهش چه کارها که نمیتواند بکند؟! مثلآ میتواند در مورد تهیه خبر از میان چند موضوع از کاربران خودش نظرخواهی کند. به این ترتیب اخبار داغ تر و محبوب تری ارائه خواهد داد. یا حتی میتواند یک پایگاه خبری راه اندازی کند با هزار و یک جور ایده خلاقانه.
جواب این سوال که بیست و سی وبلاگ و وبسایت داشته باشد یا نه قطعآ یک سوال است:”نیکی و پرسش؟”.
این پیشنهاد را کنار بگذاریم و منتظر پاسخ مجریان بیست و سی بمانیم. ولی سری به نظرات خوانندگان اینجا و اینجا بزنیم که برای پست های قبلی من نوشته اند. نمیدانستم با اینها چه بکنم. به این دلیل که نویسنده شان زحمت تایپ را متقبل شده بود نتوانستم تاییدشان نکنم، هرچند که ربطی به پست مربوطه نداشتند. در این کامنتها هر قشری سعی کرده بود به نحوی پیام خود را انتقال دهد که متاسفانه جای مناسبی برای این کار انتخاب نکرده بودند. پیام هایی از کارکنان شرکتها تا بازنشسته ها و فرهنگی ها و جامعه معلمین و… در این بین دیده میشوند. ضمن مستند دانستن این نظرات جهت نیاز بیست و سی به پایگاه آنلاین از کاربرانی که با قصد ارتباط با بیست و سی به وبلاگ من آمده اند دعوت میکنم مطالباشان را فقط برای ایمیل بیست و سی ارسال کنند.
ایمیل رسمی بیست و سی:
۲۰۳۰@iribnews.ir
قبلآ در مورد تابناک مطالبی نوشتم(تابناک، مافیای کله گنده وبلاگستان). حالا این مطلب رو در مورد نحوه رسیدگی این غول فارسی خبری در مورد کامنت های کاربرانش مینویسم.
اگر گاه گاهی شما هم به تابناک سری میزنید حتمآ متوجه تغییراتی در امکانات این سایت شده اید. امکانات جدید تابناک اینها هستند: نمایش نام نویسنده نظر+ نمایش تاریخ ارسال نظر+ نمایش کشور شخص نویسنده نظر+ امکان ارسال پاسخ تودار برای هر نظر+ امکان رای مثبت یا منفی به هر نظر+ دکمه ارسال مطلب برای شبکه های اجتماعی(فیسبوک، دیگ، دلیشز و…)+ نمایش تعداد نظرات انتشار یافته و تعداد نظرات غیر قابل انتشار+و…
تا اینجا که هم پدرت خوب هم مادرت خوب.
با کمی گشت و گذار به این نتیجه رسیدم آمار نظرات غیر قابل انتشار نمیتواند واقعی باشد. پس سعی کردم یک آزمایش کوچک انجام بدم. برای تعدادی از اخبار تابناک نظر نوشتم. بعضی از نظرات را طوری نوشتم که دلیلی برای عدم انتشار آن وجود نداشته باشد. چند روز بعد که به صفحه آن اخبار در تابناک مراجعه کردم، متوجه شدم نظر بنده تایید نشده، از طرفی تعداد نظرات غیرقابل انتشار هم صفر بود. یعنی تابناک تعدادی از نظرات را قورت میدهد. قطعآ از لحاظ فنی وقتی مدیریت تابناک یک نظر را مورد ارزیابی قرار نمیدهد، نه نمایش داده میشود، نه جز غیرقابل انتشارها محسوب میشود. شاید هم به سادگی فقط حذفش کنند که جلوی دست و پایشان را نگیرد.
موضوع دیگر که توجهم رو جلب کرد امتیاز دهی به نظرات بود. خیلی جالب است چرا شهامتش را نداشته اند امکان امتیاز دهی به اخبار رو هم اضافه کنند :)
نکته سوم دکمه اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی است. شما میتوانید از طریق دکمه مربوطه خبر رو در این شبکه ها به اشتراگ بگذارید: فیسبوک، تویتتر، دلیشز، گودر، دیگ، استامبل. گفتنی است که فیسبوک و تویتتر و دلیشز و دیگ در ایران در دسترس نیستند! غرض از این دکمه چیست، خدا عالم است. شاید… آره…!!! ولی شما از این کارها نکنید که از ما گفتن بود.
حالا که بزرگترین سایت خبری ایرانی نظرات ما رو قورت میده یا حذف میکنه، سایتهای مسدود و خارج از دسترس در ایران رو برای استفاده پیشنهاد میده به نظرتون کاربران باید چه بکنند؟
نمیدونم صدای ما بود که بالاخره به یه جایی رسید یا دست اندرکاران ۲۰:۳۰ خودشون به فکر افتادند، ولی همین الان که داشتم برنامه خبری ۲۰:۳۰ رو نگاه میکردم، مجری محترم برنامه برگشت گفت: “ایمیل ما رو که دارید، ۲۰۳۰@IRIBNEWS.IR ، کسانی هم که قبلآ ایمیل زدند، خیالشون راحت که پیگیر خبرشون هستیم، نشون به این نشون که دنبال فلان خبر و فلان خبر هستیم…”
- اول اینکه خیلی خوشحال شدم که دیدم ایمیلشون رو از جیمیل به IRIBNEWS منتقل کردند، همون طور که در پست قبلی در این مورد نوشتم کلی رسمی تر، فنی تر و حرفه ای تر است که روی دامنه ی رسمی خود سازمان مربوطه آدرس های اعلام شده در برنامه آدرس دهی شوند.
- دوم اینکه خوشحال شدم که گفتند “نشون به این نشون که…”. با این کار به مخاطب اطمینان دادند که کارشون فرمالیته نیست و واقعآ ایمیل های دریافتی را مطالعه بررسی میکنند.
- سوم اینکه خوشحال شدم که برنامه ی خبری محبوب میلیونها ایرانی مثل همیشه گامی به سوی منحصربه فرد بودن برداشت.
بیست و سی از همان ابتدا تک و متفاوت بود، این موضوع در کنار سایر پارامترهایی که یک برنامه تلویزیونی را محبوب میکند قرار گرفت و در مدت کوتاهی بیننده های بسیاری جذب کرد. از ویزگی هایی که بیست و سی را برای من جذاب میکند قطعیتی است که در مورد زمان در این برنامه به کار میرود. انقدر خلاصه و فشرده خبرها رو اعلام میکنند که هرگز مخاطب میلش را برای دیدن این برنامه از دست ندهد.
همه اینها یک طرف، مجری های منحصر به فرد این برنامه هم یک طرف. همشون حرفه ای و هنرمندند.
بیست و سی متشکریم.

برنامه خبری ۲۰:۳۰، دلاوری و آدرس جیمیلش!
خوب اگر میخواهید وبلاگ شخصی خودتون رو معرفی کنید مهم نیست چه آدرسی دارد، ولی اگر در یک برنامه تلویزیونی که مخاطبان زیادی دارد میخواهید آدرس وبلاگ برنامه رو معرفی کنید داستان فرق میکیند. بلاگفا و میهن بلاگ و پرشین بلاگ و اینجور سرویس ها اینجا در خور معرفی نیستند. حتمآ از یک آدرس رسمی استفاده کنید. در مورد ایمیل و آدرس و شماره و سایر موراد نیز این مورد صادق است. مثلآ نمیتوان آدرس یک واحد آپارتمانی مسکونی را به عنوان آدرس یک شرکت معرفی کرد.
دلاوری چند وقت پیش در برنامه خبری ۲۰:۳۰ یک آدرس ایمیل معرفی کرد برای ارتباط با بیننده ها. این آدرس در جیمیل بود. این کار کاملآ اشتباه و از لحاظ فنی مشکل دار است. فرض کنید من و شما کلی عکس و فیلم خبری برایش ارسال کنیم و بعدش این ایمیل هک شود یا دلاوری جان پسوردش را فراموش کنند! اتفاق خنده داری است! خوب کافیه آدرسی که معرفی میکند در سایت IRIB باشد. کلی رسمی تر از جیمیل است. یعنی از این طریق میتوان به چهره ی مجازی برنامه شخصیت بیشتری بخشید.
ممکن است این آدرس جیمیل، آدرس شخصی آقای دلاوری باشد، در این صورت اشتباه بزرگ تری مرتکب شده اند. سعی کنید در این موارد هیچ وقت از یک آدرس ایمیل برای کارهای شخصی و اداری و رسمی استفاده نکنید.
جیمیل دلاوی : delavariserfan@gmail.com
هیچ چیز رایگان به دست نمی آید مگر اینکه مفتش هم گران باشد. کار درحوزه وب شغلی بسیار فنی و حرفه ای است که از عهده روابط عمومی سازمان ها قطعآ خارج است. اگر واقعآ میخواهیم در این عرصه پیشرفت داشته باشیم، باید واقعآ به اندازه کافی سرمایه گذاری هم بکنیم.
مقدمه:
چند سالی است بحث جنگ سایبری در گوشه و کنار مطالبی که مینویسم و میخوانیم جایی برای خود پیدا کرده است. بعضی ها میگویند جنگ سایبری در کار نیست و این یک تاکتیک سیاسی از سوی برخی محافل است. عده دیگری با آب و تاب بسیار بیشتری از این جنگ سخن میرانند و خطرات آن را گوشزد میکنند. حقیر در این نوشتار سعی دارم تا با تمام توان خود این موضوع را موشکافی کرده و حقایق پس پرده جنگ سایبری، از واقعیت تا توهم را در حد توانم نمایان کنم.
جنگ سایبری چیست؟

اکنون ما در عصری قرار داریم که تخیلات را به زندگی روزمره ما کشاند. جایی که فیلنامه نویسان و داستان سرایان تخیلی ترین داستان ها و فیلمها کم آوردند و از علم روز عقب افتادند. در این عصر پرواز سوپرمن ها و جنگ بشقاب پرنده های فضایی، به هیچ وجه تعجب انگیز و هیجان آور نخواهد بود. اگر به این موضوع شک دارید لطفآ از کودکانتان بپرسید آیا این داستان ها برایش تعجب آور و دور از ذهن است یا خیر؟
حال که همه اینها را میدانیم پس «جنگ مجازی» یا «جنگ سایبری» نمیتواند جنگ خیلی عجیبی باشد.
جامعه انسانها همیشه و از همان زمان آدم و حوا درگیر جنگ و کشتار و ظلم و ستم بوده اند، حال به هرنحو ممکن و در هر شرایط ممکن. فضای مجازی هم فضایی شامل اجتماع بزرگی از انسانها است. پس انتظار این که در این جامعه برخوردی روی ندهد خیلی منطقی نیست. این برخوردها اگر از مقیاس خاصی بزرگتر شدند، مورد ساماندهی قرار گرفتند و از حمایت دولت یا ملت ها برخوردار شدند میتوان جنگ نامید. جنگی با مقتضیات و روشهایی درخور هزاره سوم.
اگر به این موضوع علاقه مندید ادمه نوشته را دنبال بفرمایید.
ادامه ی نوشته