بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نقد و بررسي’

ویژگی های منحصر به فرد ویندوزفون ۸

۱۳ بهمن ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ویندوز فون 8

ویندوزفون ۸ در ماه های پایانی عمر خود قرار دارد و تا چند ماه آینده شاهد بروزرسانی ویندوزفون به نسخه ۸٫۱ خواهیم بود. این سیستم عامل سبک و مدرن توسط مایکروسافت توسعه داده شده و در سال ۲۰۱۳ رشد مطلوبی را تجربه کرده است. در ژست مثبت  بر این باور هستیم که با نقد و بررسی این سیستم عامل می توانیم کاربران وفاداری را به سیستم عامل بیاوریم. امروز مهم ترین ویژگی های ویندوزفون ۸ را بررسی می کنیم و شما را برای خرید یکی از گوشی های مبتنی به ویندوزفون ۸ آماده خواهیم کرد، مانند گذشته در ادامه با ما همراه باشید.

امنیت ویندوزفون استور

یکی از نقاط قوت ویندوزفون، استور بسیار راحت و امن آن است، در ویندوزفون تنها راه دریافت برنامه و بازی استور ویندوزفون است و راه دیگری وجود ندارد و متاسفانه بسیاری از کاربران این مورد را یک محدودیت به حساب می آورند. برای مثال در سیستم عامل اندروید می توانید از هر سایت و یا فروشگاه برنامه ها و بازی های مورد نظر را دانلود کنید، در ظاهر این وضعیت بسیار مطلوب است و توانسته نظر کاربران بسیاری را جلب کند. اما دانلود برنامه و یا بازی از فروشگاه های مختلف به هیچ عنوان توصیه نمی شود و احتمالاً مشکلاتی را برای گجت شما به ارمغان می آورد. همیشه احتمال وجود بدافزار در این فروشگاه ها وجود دارد و می تواند دسترسی برنامه به منابع تلفن شما تغییر کند. بنابراین محدودیت برنامه های ویندوزفون کاملاً به نفع کاربران است و می توانید با خیال راحت برنامه ی مورد نظر خود را از استور ویندوزفون دریافت کنید.

کد گذاری اطلاعات

تمامی پلتفرم ویندوز فون ۸ از تکنولوژی بیت لاکر برای رمزنگاری اطلاعات شما استفاده می کند که در واقع تقویت شده ای از AES (استاندارد پنهان سازی پیشرفته) است که در ترکیب با قابلیت های امنیتی جدید کار میکند. بیت لاکر قادر است لایه امنیتی دیگری به شبکه در طرف کلاینت اضافه کند که گاهی نیاز به آن شدیداً احساس میشود. میتوان از این قابلیت برای جلوگیری از دسترسی هکر به به فایلهای سیستم و داده استفاده کرد. این روش بالاترین سطح امنیتی را برای ویندوزفون ۸ به ارمغان آورده و حدوداً بعد از ۲ سال هکرها هنوز موفق به جیلبریک رسمی ویندوزفون ۸ نشده اند.

VOIP

VOIP  به صورت پیش فرض به درون سیستم عامل اضافه شده است، به طور مثال زمانی که شما یک تماس از اسکایپ دارید، دقیقا با همان رابط کاربری مواجه می شوید که یک تماس تلفنی از شبکه موبایل داشته باشید. اپلیکیشن های VIOP به صورت پیشفرض داخل سیستم عامل اجرا میشوند و این برای همه انها هست و نه فقط اسکایپ. تماس VOIP شما دقیقا مثل یک تماس تلفنی معمولی است.

آپدیت و پشتیبانی

هر تلفن همراه مجهز به ویندوزفون ۸ دارای ۱۸ ماه پشتیبانی نرم افزاری می باشد که از سال ۲۰۱۲ و معرفی ویندوزفون ۸ تابحال ۳ بسته ی بروزرسانی برای تمامی گوشی های این پلتفرم عرضه شده است. یکی از ویژگی های بسیار عالی ویندوزفون بروزرسانی به صورت OTA است که بدون نیاز به هیچ ابزار اضافه ای، تنها با اتصال گوشی به اینترنت می توانید دستگاه خود را آپدیت کنید.

پشتیبانی از زبان فارسی

ویندوزفون ۸ به صورت پیش فرض از ۵۰ زبان مختلف پشتیبانی می کند که بنا بر رام نصب شده بر روی گوشی و منطقه ی عرضه شده، می تواند زبان های مختلفی را برای شما عرضه کند و زبان فارسی نیز به صورت پیش فرض وجود دارد.

نقشه و مسیر یابی

تلفن های هوشمند مبتنی بر ویندوزفون ۸ می توانند از سیستم ناوبری نوکیا موسوم به  HEREاستفاده کنند. یکی از ویژگی های منحصر به فرد این سیستم، مسیریابی به صورت کاملاً آفلاین می باشد. شما می توانید با دریافت نقشه ی آفلاین منطقه ی مورد نظر، مسیر مورد نظر خود را با کمک ویندوزفون طی کنید. امکان بعدی قابلیت موقعیت یابی در پشت صحنه است که اپلیکیشن های مکان یاب و راه یاب می توانند به صورت پس زمینه در سیستم عامل به کار خود ادامه دهند. بنابراین وقتی از اپلیکیشن نقشه خارج می شوید سیستم ناوبری پیچ به پیچ همچنان کار می کند و شما را هدایت می کند.

سرعت سیستم عامل و مصرف باتری

به دلیل استفاده ی درست از منابع و سیستم مالتی تسکینگ، ویندوزفون ۸ یک سیستم عامل بدون لگ و کندی است. ویندوزفون ۸ در هر لحظه از زمان کمترین پردازش را انجام می دهد و به همین دلیل سرعت این سیستم عامل با گذشت زمان هیچ تغییری نخواهد داشت و همچنین میزان مصرف باتری بسیار کمتر از دیگر تلفن های هوشمند است.

People Hub و پیام رسانی

شما می توانید تمامی مخاطبین سیم کارت و شبکه های اجتماعی را در یک مکان واحد به نام People Hub داشته باشید و از این طریق به راحتی با دوستان خود در ارتباط باشید. در سیستم پیام رسانی نیز می توانید به صورت پیش فرض اکانت شبکه های اجتماعی را وارد کنید و از آن طریق با دوستان خود چت کنید.

ایمیل و تقویم

تقریباً تمامی کلاینت های ایمیل در سیستم عامل ویندوزفون وجود دارد و می توانید از طریق برنامه ی پیش فرض گوشی ایمیل های خود را مدیریت کنید و نیازی به نصب برنامه های جانبی نخواهید داشت. در تقویم سیستم عامل می توانید مانند دیگر تقویم ها کارهای خود را وارد نمایید و همچنین می توانید مناسبت های دلخواه خود را به این تقویم اضافه کنید. به طور مثال در تقویم می توانید روز تولد دوستان خود را که در شبکه های اجتماعی با شما در ارتباط هستند را مشاهده نمایید.

سیستم عامل ویندوزفون ۸ مانند دیگر سیستم عامل ها دارای نقاط ضعف و نقاط قوت است که می توانند در انتخاب شما تاثبر گذار باشند. امیدواریم مایکروسافت در نسخه های بعدی تمامی نواقص گذشته را برطرف کرده و به ویژگی های کاربردی آن اضافه کند. این سیستم عامل ساده و زیبا دارای ویژگی های دوست داشتنی دیگری است که شما می توانید آنها را با ما در میان بگذارید.

چرا باید منتظر ساعت‌های مچی هوشمند بود؟

۲۸ تیر ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

امروز مطلب مفیدی در مورد آینده ساعت‌های مچی هوشمند در وبلاگ یک پزشک توسط نویسنده‌ای مهمان منتشر شده که توجه من رو به خودش جلب کرد. در این مطلب با ذکر دلایلی احتمال موفقیت ساعت‌های مچی هوشمند ضعیف برآورد شده. با احترام به نظر نویسنده، اما، بنده نظری متفاوت دارم و معتقدم که باید منتظر ساعت‌های مچی هوشمند باشیم.

sixth_sense_photo

می‌توان سالهای پیش رو را سالهای گذر از گدجت‌های جیبی به گدجت‌های بیولوژیکی، تزریقی، خوردنی و پوشیدنی دانست. اما مسلماً قبل از اینکه گدجت‌هایمان را بخوریم یا تزریق کنیم یا جایی درون استخوانهایمان یا زیر پوست و کنار مویرگهایمان کار بگذاریم باید از حلقه ارتباطی بین تکنولوژی امروز و آینده گذر کرد، که به اعتقاد من این حلقه تکنولوژیکی را گدجت‌های پوشیدنی رهبری خواهند کرد و آنگاه ما قبل از تزریق گدجت‌های نسل‌های بعدی ابتدا با پوشیدن آنها کنار خواهیم آمد.

در بین گدجت‌های پوشیدنی که امروزه دنیای فناوری حریصانه و پر شتاب آنها را توسعه می‌دهد فکر میکنم تنها دو مورد از آنها به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند: عینک هوشمند و ساعت مچی هوشمند. از نظر من در حوزه استفاده شخصی ساعت مچی هوشمند می‌تواند شانس بیشتری داشته باشد، در حالی که حوزه استفاده‌های غیر شخصی را می‌توان به عینک‌های هوشمند تقدیم کرد.

 

عینک‌ها: در شرایط معمول شخصی‌تر از آنچه که به نظر میرسند هستند. عینک با توجه به محل قرار گیری آن که روی سر و مقابل چشمان است نقش به سزایی در برداشت جامعه از شخصیت صاحب آن دارد. به شخصه هرگز دوست ندارم به طور طبیعی وقتی به کسی نگاه میکنم لنز دوربین عینکم به طرفش باشد.  اگر کسی را در حالت عادی با این عینک ببینم ناخودآگاه ممکن است فکر کنم او در شخصیتش و در وجود خودش چیزی کم داشته و با آن عینک سعی کرده تکمیلش کند. ماجرا برای شرایط خاص مثلاً هنگامی که منشی یک شرکت از عینک هوشمندش در شغلش استفاده میکند اما، متفاوت است… نکته دیگر در مورد عینک این است که دو حالت در استفاده از آن وجود دارد: یا به دلیل ضعف نیاز چشم است یا به منظور زیبایی. در حالت اول مجبور به استفاده از عینک و در حالت دوم مایل به استفاده از عینک هستید. به نظر میرسد در شرایط معمول هیچگاه عینک به منظور کاربردی بودنش استفاده نمی‌شود. مثلاً اگر شما زیر سقف باشید و چشمتان هم ضعیف نباشد به احتمال زیاد دلیلی برای استفاده از عینک ندارید. همان قدر که به عینک‌ها در شرایط طبیعی بدبین هستم برای موفقیت آنها در محیط کسب و کار و حوزه‌های شغلی امیدوارم. حتی مطالبی در مورد استفاده عینک‌های هوشمند برای پلیس‌ها و سربازان نیز در وب منتشر شده!

iron-man-glass

 

ساعت‌مچی: ساعت‌ها اما عکس عینک‌ها هستند. یعنی شما میتواند به هر دلیلی از آنها استفاده کنید بدون اینکه توجه زیادی جلب کنید. ساعت‌ها روی مچ بسته می‌شوند و چندان در میدان دید قرار نمی‌گیرند به همین دلیل ساعت‌ها این ظرفیت را دارند که نسبت به عینک‌ها کمی زشت و زمخت باشند. گرچه به نظر نمیرسد برای حوزه‌های شغلی و کاری استفاده‌های خاصی داشته باشند، اما از نظر من ظرفیت آن را دارند تا برخی از مهمترین کاربردهای معمول تلفن‌های هوشمند را ارائه دهند. یکی از معایبی که برای ساعت‌های مچی هوشمند برشمرده شده نیاز به شارژ کردن آنها هر چند روز یک بار است(البته عینک‌ها هم نیاز خواهند داشت شارژ شوند) اما، ساعت‌های مچی معمولی در این مورد جواب پس داده‌اند. برای نمونه ساعت مچی زیر از شرکت کاسیو است و با دارا بودن پنل خورشیدی هیچگاه نیاز به شارژ ندارد. این ساعت تنها حدود ۵۰ گرم وزن دارد و تا عمق ۲۰۰ متر ضد آب است. سایز آن از بسیاری ساعت‌های موجود در بازار کوچکتر است و امکانات متفاوت زیادی دارد، به عنوان مثال از بیش از ۴۰ منطقه زمانی پشتیبانی می‌کند، بدنه ضد ضربه و شیشه ضد خش است، هنگامی که آن را روی مچ بسته باشید و مچتان را به طرف صورتتان برای قرائت آن بچرخانید، چنانچه نور محیط کمتر از حد معمول باشد نور پس زمینه این ساعت به طور خودکار روشن خواهد شد! ساعت‌های مشابهی از شرکت کاسیو موجود هستند که با دارا بودن بلوتوث به گوشی‌های آیفون متصل می‌شوند و امکانات بیشتری فراهم می‌آورند. ساعتهایی در همین اندازه‌ها دارای سیستم جی پی اس و مسیر یابی بوده و بسیاری امکانات متنوع دیگر که شاید انتظارش را نداشتید باشید!

g5600kg-3_www.nodboy.com

موضوع دیگر در مورد ساعتها برداشت اشتباه همیشگی در مورد آنهاست. خیلی‌ها فکر می‌کنند که با توجه به همه گیر شدن گوشی‌های موبایل و اینکه گوشی‌ها ساعت هم دارند نیازی به ساعت‌مچی نیست و تنها استفاده آن برای زیبایی و مواردی از این دست است. در واقع این برداشت تا حدود زیادی اشتباه است. بیایید فکر کنیم تنها استفاده ساعت‌های مچی خواندن زمان است. در مقایسه با گوشی‌های هوشمند شما کدامیک را برمی‌گزینید؟ ما معمولاً گوشی‌ها را در جیبمان نگه داری میکنیم و گاهی درون یک جلد یا کیف محافظ هم قرار می‌دهیم، در این حالت برای قرائت زمان باید گوشی را از جیبتان خارج کرده و دکمه آن را بزنید تا صفحه روشن شود و… در حالی که در مورد ساعت مچی شما فقط زمان را قرائت می‌کنید و نه بیشتر :) و اگر قرار شد هوشمند باشند، شما پیغامهایتان را در شبکه‌های اجتماعی در همان زمان بررسی خواهید کرد(هم اکنون هم برخی ساعت‌های مچی این کار را می‌کنند). در واقع ساعت‌های مچی مفهومی متفاوت از زمان نسبت به گوشی‌های همراه به شما ارائه می‌دهند که با استفاده از گوشی‌های موبایل قابل درک نیست. گوشی‌های هوشمند در بهترین حالت یک هفته شارژ نگه میدارند در حالی که کمترین میزان کارکرد باتری‌ها برای ساعت‌های مچی دو سال است، و اگر قرار شد به صورت اساسی هوشمند شوند و از قابلیت شارژ خورشیدی بهره مند باشند باز هم بهتر از گوشی‌ها خواهند بود.

پ.ن۱: اتفاقی که من فکر میکنم در حال روی دادن است تفکیک شدن گوشی‌های موبایل است. برخی کاربردهای آن به گلس‌ها و ساعت‌ها منتقل خواهد شد و برخی هم به تبلت‌ها و لپتاپ‌ها.

پ.ن۲: شخصاً به طور مداوم از گوشی‌های هوشمند، عینک، و ساعت‌مچی استفاده می‌کنم.

رسانه‌ها وب فارسی را حمایت کنند

۱۵ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

فکر میکنم امروز که وبلاگستان و وب فارسی خودش را تا جای خوبی(از نظر من) بالا آورده و خیلی از اوقات میتواند خودش را همپای وبلاگها و وبسایتهای بزرگ دنیا علارغم مشکلات خاص بومی بالا نگه دارد بد نیست ما هم شخصیتش را جدی بگیریم و فراموش نکنیم که وب فارسی دیگر نوزاد نیست و می‌تواند روی پای خودش بایستد، بلکه بستری مناسب برای فعالیت‌های خاص این حوزه نیز هست اگر مجال کوچکی در اختیارش قرار دهیم.

الان دیگر وب فارسی پر است از شبکه‌های اجتماعی بومی، سایت‌های خرید و فروش‌، خبرگزاری‌ها، خدمات الکترونیکی دولتی یا غیر آن، بانک‌ها و تجارت الکترونیک، دانشگاهها و مراکز آکادمیک آموزشی و…

این بستر گرچه به وجود آمده و امتحان خود را پس داده ولی هنوز آن طور که باید و شاید و آن طور که شایسته آن است به عموم معرفی نشده است. فکر میکنم این پتانسیل شناسایی و معرفی نشده در دست ما تا سطوح بالای مدیریتی نیز در کشور مورد غفلت واقع است.

نکته‌‌ی اول در این مورد فرار برخی رسانه‌ها از معرفی این بستر و پتانسیل‌های آن علارغم وظایف ذاتی یک رسانه است. اگر این موضوع به این دلیل باشد که اصحاب رسانه قصد ندارند مخاطب از دست بدهند، مثلآ مدیر مسئول یک روزنامه این تفکر را داشته باشد که ممکن است رسانه‌های دیجیتال جای روزنامه‌اش را پر کنند، تنها اتفاقی که میافتد کند شدن رشد ضریب نفوذ رسانه‌ها و خدمات دیجیتال است که هزینه‌های جبران ناپذیری را در عصر اطلاعات به کشورمان تحمیل می‌کند و ممکن است باعث برخی عقب‌افتادگی‌های فنی و علمی شود.

نکته دوم حضور دست و پا شکسته برخی رسانه‌ها در این حوزه است که گاهآ ناخواسته شعور مخاطب را هم مورد توهین قرار می‌دهد. بارها و بارها همه‌ی ما سوتی‌های ریز و درشت رسانه‌ها خصوصآ تلویزیون را در این حوزه دیده‌ایم.

دیگر خیلی دیر شده است که بخواهیم تازه وب و اینترنت و شبکه جهانی را جدی بگیریم. امروز ما باید بیش از هر چیز به فکر وب فارسی و فضای مجازی کشورمان باشیم و آن را به رسمیت بشناسیم.

در این مسیر از برنامه‌های خبری  ساعت X و ۳۰ گرفته تا روزنامه‌ها و مجلات و نشریات حتی حداقل آن دسته که در حوزه فناوری قرار میگیرند باید چشم ریزبین‌تری را مسئول پایش محتوی وب فارسی برای خود قرار دهند. چرا که دیگر این روزها وب فارسی نه تنها با سرعت و دقت خوبی اخبار و فناوری‌ها و خدمات را در درسترس قرار می‌دهد، بلکه خودش نیز محتوی ساز ماهری از آب در آمده است.

یک روز وقتی یکی از برنامه‌های تلویزیون در حال معرفی گدجتی بود و از سایت انگدجت نام برد خیلی دلم میخواست مجری به جای انگدجت میگفت:«امروز در نارنجی خواندیم که…»

وب فارسی را دوست داشته باشیم.

۱۰ مطلبی که یک وبلاگنویس تخصصی خوب نباید بنویسد

۱۰ بهمن ۱۳۸۹ ۲ دیدگاه

مقدمه:

در این مطلب سعی خواهم کرد تعدادی از مطالب و پست هایی که یک وبلاگنویس خوب فارسی نخواهد نوشت و اگر هم نوشت، منتشر نخواهد کرد را توضیح دهم. باشد که هم حرفه ای تر بنویسیم و هم پندهایی باشد برای وبلاگنویسان تازه کار. آیا عبرت نمیگیرید؟

۱-      خاطرات روزانه شخصی:

اتفاقآ خاطره نویسی خیلی هم خوب است، حتی در یک وبلاگ تخصصی، به شرطی که تخصصی باشد. فرض کنید من یک وبلاگنویس تخصصی در زمینه طراحی وب هستم. در این صورت میتوانم خاطره درخواست عجیب و غریب یک مشتری را برای وبسایتش بنویسم، ولی نمیتوانم در مورد خاطره یک بعد از ظهر که به پیک نیک رفتم را بنویسم.

۲-      مدتی نخواهم نوشت:

اگر به مسافرت میروید یا به هر دلیل دیگری مدتی وبلاگنویسی نخواهید کرد احتمالآ نیازی نیست که این موضوع را در وبلاگتان اعلام کنید. مگر اینکه این مدت خیلی طولانی باشد به طوری که حدس بزنید ممکن است کاربران اشتراکشان را حذف کنند یا شایعاتی دامن گیر وبلاگتان شود.  راستی لازم نیست همه چیز را در وبلاگتان بنویسید، کافی است توئیت کنید «یک هفته نخواهم نوشت».

از طرف دیگر بعضی وبلاگنویسان ممکن است به هر دلیلی چند وقتی وبلاگشان را به روز نکند و مطلب جدید روی آن قرار ندهند. مطمئن باشید  برای این مورد هم نیازی نیست که بعدآ پستی ارسال کنید و دلیلش را برای خوانندگانتان توضیح دهید. واضح است بازدید کننده گان گذری و غیر دائمی میلی ندارند که بدانند چرا مدتی ننوشتید. از طرفی بازدیدکنندگان دائمی هم به خاطر مطالب خاص وبلاگ شما دنبال کننده آن هستند نه به خاطر اتفاقات و مسائل روزمره زندگی شما(استثناء هم داریم).

۳-      مطالب سیاسی:

فکر نکنم به توضیح نیاز داشته باشد. شما سیاستمدار نیستید، پس نباید خودتان را قاطی این جور مسائل کنید. اگر مطلبی مینویسید که مربوط به سیاست است کافی است جنبه فنی آن را توضیح دهید، برای مسائل سیاسی آن میتوانید به سایت های خبری به بیرون لینک دهید. البته اگر وبلاگتان فنی و تخصصی نیست قضیه فرق دارد… مثلآ مازیار ناظمی گاهی در وبلاگش تحلیل های سیاسی جالبی مینویسد.

۴-      شایعات:

خبرهایی که از صحتشان اطمینان ندارید ننویسید. هیچ گاه خبری را که منبع موثقی برایش پیدا نکرده اید ننویسید. گاهی اوقات مطالب و خبرهایی که در سایت های بزرگ خبری درج میشوند غلط، دروغ، شایعه و یا دروغ ۱۳ از آب در می آیند، چه برسد به مطلبی که از هم اکنون منبعی برای آن ندارید.

۵-      با تردید منتشر نکنید:

آیا تا به حال پیش آمده برای نوشتن مطلبی زمان زیادی صرف کنید و در انتها متوجه شوید آن طور که خواستید از آب در نیامده؟ حالا جای شک و سوالش برایتان پیش می آید که آیا این مطلب را منتشر کنم یا خیر؟ جواب سوال مسلمآ «خیر» است. هر چقدر هم زحمت کشیده باشید، اگر به دل خودتان ننشیند به دل کاربران هم نخواهد نشست. این مطالب گرچه تعداد پست های شما را افزایش میدهند یا حتی ممکن است باعث افزایش حدودی بازدیدکنندگان هم شوند ولی درصد کیفیت مطالب وبلاگتان را پایین نگه میدارند. همه ما ترجیح میدهیم وبلاگی با ۱۰ پست محشر داشته باشیم تا وبلاگی با ۱۰۰ پست معمولی.

۶-      برخی پست های مهمان:

در دنیای وبلاگنویسان پیش می آید عده ای از وبلاگنویسان تصمیم میگیرند با هم یک حرکت وبلاگی داشته باشند و در مورد یک موضوع همزمان مطالبی منتشر کنند. یا اینکه کسی از شما میخواهد نوشته ای از ایشان را در وبلاگتان منتشر کنید. گاهی اوقات ما ایرانی ها نمیتوانیم «نه» بگوییم. ولی اگر واقعآ فکر میکنید این مطلب مناسب وبلاگ شما نیست رک باشید و بگویید:«نه». مثلآ در مورد موضوع «یافتن یک فتحی» من از وبلاگنویسان زیادی درخواست کردم همکاری کنند. در نهایت فقط جادی در کیبرد آزاد بود که این کار را کرد چون وبلاگش ظرفیت این مطلب را داشت. اتفاقآ این پستش مورد استقبال خوبی هم قرار گرفت.

۷-      خبرهای داغ ولی بی ربط:

مهم نیست چه خبری است. اگر در حوزه فعالیت وبلاگ شما نیست نباید منتشر کنید. بسیار میبینم وبلاگنویسان خبرهای بسیار داغی منتشر میکنند که اصلآ به موضوع وبلاگشان ربطی ندارد. در نهایت اگر خبر داغی است و میخواهید حتمآ منتشرش کنید کمی آن را در حوزه فعالیت وبلاگتان بسط دهید. مثلآ اخبار سایت ویکی لیکس میتواند مهم باشد در حالی که مرتبط نباشد. اگر علاقه مند باشم در مورد حملات DDOS روی سرور سوئدی این سایت خواهم نوشت، نه بیشتر.

۸-      مطالبی که روی آنها احاطه ندارید:

خوب فرض کنیم موضوع خوبی پیدا کرده اید. کمی هم در موردش نوشته اید. مطلبش هم به موضوع وبلاگ شما ارتباط دارد. ولی اگر در مورد این موضوع خاص که مینویسید فکر میکنید احاطه کافی ندارید ننویسید. مثلآ اگر مطلب خوبی در مورد شرکت Apple پیدا کرده اید که در دنیای وب خبر مهمی محسوب میشود و در راستای فعالیت وبلاگ شما هم قرار دارد، ولی مسائل فنی آن را به خوبی درک نکرده اید، خوب در مورد این موضوع ننویسید. دلیلی ندارد که ریسک کنید و یک سری احتمالات از نظر خودتان را منعکس کنید و تازه از بازخورد کاربران متوجه شوید داستان را اشتباه متوجه شدید و اشتباه منعکس کرده اید.

۹-      نوشته های بی مخاطب:

البته کسی نوشته هایی را که مخاطب جذب نکنند نخواهد نوشت ولی برخی ها این کار را میکنند و ادامه هم میدهند. ممکن است چون شروع کرده باشند حاضر نباشند این تجربه را با شکست به پایان برسانند، ولی باید بدانید که اگر عبرت نگیرید و بر اشتباهات پافشاری داشته باشید نتیجه اش برای کل وبلاگتان سنگین تمام خواهد شد. نوشته های بی مخاطب که لایک نمیخورد، شیر نمیشود و کامنت نمیگیرد  کاربران دائمی وبلاگ شما را فراری خواهد داد.

۱۰-   حواشی وبلاگنویسی:

حواشی زیادی دامن گیرعمده وبلاگنویسان بزرگ و معروف است. ما هم که ایرانی، غوز میشود بالای غوز. حالا اگر این حواشی را خودمان هم مورد بحث قرار دهیم و در وبلاگ رسمآ منتشر کنیم که دیگر هیچ. کلآ دلیلی ندارد اگر هم حاشیه داریم به آن رسمیت ببخشیم. مطرح کردن این حواشی هیچوقت آنها را حل نخواهد کرد.

۱۰ واقعیتی که در سال اول وبلاگنویسی قلب شما را خواهد شکست

۸ آذر ۱۳۸۹ ۲۷ دیدگاه

چکیده:

این نوشته ای است از کسی که  در راه رسیدن به هدفش اشتباهات زیادی انجام داد و از اشتباهاتش درسها و تجربه های بسیاری آموخت. اگر یک وبلاگنویس هستید، من و شما هم در عمل شباهت زیادی به ایشان داریم و هدفمان یکی است: «چگونه وبلاگ نویس بهتری باشیم». در این مطلب ۱۰ مورد از حقایقی که قلب کوچک وبلاگنویسان را در سال اول وبلاگنویسی خواهد شکست خواهیم خواند.

10 چیزی که قلب وبلاگنویسان را میشکند

1- شما هنوز با غم تعداد مشترکین پایین از خواب بلند میشوید.

پس از هشت ماه هنوز تعداد مشترکین فید وبلاگ شما حدود ۱۰۰ نفر است. این موضوع ممکن است روحیه ی شما را بشکند. شما ممکن است ظاهرآ خود را خوش بین نشان دهید و بگویید که «همه چیز مرتب است»، اما شما باید غرورتان را زیرپا بگذارید و نرخ رشد و بلاگتان را با صداقت محاسبه کنید. آیا شما خواننده هایتان را با نوشته های خسته کننده فراری نمیدهید؟ آیا شما برای معرفی وبلاگتان به ارسال پست های مهمان در دیگر وبلاگهای مطرح نیاز ندارید؟

۲- شما متوجه میشوید که SEO تنها راه جذب بازدیدکننده نیست.

دیر یا زود شما متوجه خواهید شد که بهینه سازی وبلاگ برای موتورهای جستجو (SEO) فقط یکی از راههایی است که برای جذب بازدید کننده میشود انجام داد. در این زمان است که شما باید توقف کنید و نحوه استفاده صحیح از فیسبوک و تویتتر را برای افزایش آمار بازدیدکنندگانتان یاد بگیرید.

این نوع از بازاریابی رسانه های اجتماعی باید انجام شود، و به درستی هم صورت پذیرد. برای ورود به این عرصه نیاز به صرف هزینه و زمان زیادی ندارید. فراموش نکنید کسی مایل نیست در رسانه مورد استفاده اش به نویزها گوش کند.

۳- شما خواهید دید بهینه سازی برای موتورهای جستجو واقعآ لازم است.

بازدیدکنندگانی که از طریق موتورهای جستو به سمت وبلاگ شما می آیند مهم و ارزشمندند پس نباید آنها را از دست بدهید. اگر از موتورهای جستجو به دنبال افزایش ترافیک هستید باید چند ساعت در ماه در مورد SEO مطالعه داشته باشید، تحقیق کنید و یاد بگیرید. پس از یادگیری دانسته هایتان را پیاده سازی کنید و به کار بگیرید.

۴- شما نمیتوانید وبلاکتان را تبدیل به پول کنید.

در کنار تلاش زیادی که میکنید، وقتی شما نمیتوانید از وبلاگتان حتی دست و پا شکسته ۱۰۰ دلار در ماه درآمد داشته باشید خیلی ناراحت کننده است. اما کسب درآمد از وبلاگ چیزی بیشتر از چپاندن بنرهای تبلیغاتی این ور و آن ورش است. باید بیشتر سعی کنید.

۵- شما متوجه میشوید راه حل سریع و ساده ای برای کسب درآمد از وبلاگتان وجود ندارد.

این کاملآ ضروری است که شما بزرگ و متفاوت بنویسید و لیستی از مشترکینی که نوشته های شما را دوست دارند ایجاد کنید. ما در سال ۱۳۸۰ زندگی نمیکنیم! مردم در اینترنت بسیار محتاط شده اند و میخواهند قبل از اینکه به شما اطمینان کنند سندی از اعتبار شما را ببینند. این سند را به آنها بدهید.

۶- شما متوجه میشوید که باید برای دیگران بیشتر انجام دهید.

مشترک میخواهید؟ باید بیشتر سعی کنید. احتمالآ میتوانید ایبوک بسازید یا نوشته هایتان را به مطالب مرتبط بیشتری بسط دهید. بله! برای کمک کردن به خودتان باید به خوانندگانتان کمک کنید.

۷- شما متوجه میشوید تولید محتوای خوب بیش از یک ساعت زمان نیاز دارد.

یک محتوای وزین قطعآ به بیش از یک ساعت زمان نیاز دارد، مخصوصآ اگر تازه کار تشریف دارید. هرکسی میتواند محتوای خوب تولید کند. برای اینکه متفاوت و وزین بنویسید باید عمق موضوع مورد بحث را بشکافید و خوانندگانتان چیز جدیدی برای بحث کردن ارائه دهید.

به عنوان مثال فکر میکنید برای همین مطلبی که اکنون در حال مطالعه آن هستید بنده چقدر زمان صرف کرده ام؟ ۱ ساعت؟ ۲ ساعت؟ ۳ ساعت؟ من به شما عرض میکنم که بیشتر از اینها. تازه هنوز معلوم نیست نوشته خوبی از آب دربیاید یا نه… معلوم نیست کسی حوصله و علاقه خواندنش را دارد یا نه….

۸- شما متوجه میشود مردم به دنبال مطالعه نوشته های مخصوص و عمقی در موارد آموزشی هستند.

خواننده شما میتواند هر چرندی که میخواهد جاهای دیگر هم پیدا کند. هزاران وبلاگ دیگر هم وجود دارد که در مورد افزایش ترافیک و کسب درآمد از وبلاگ مطلب مینویسند…!

در مقابل شما میتوانید به خواننده هایتان نشان دهید چگونه راهکارهایتان باعث افزایش آمار بازدید دیگران شده است.

۹- شما متوجه میشود که کار گروهی یک ضرورت است، نه یک راه اختیاری.

معنی این مورد این نیست که بروید و پستهای دوستانتان را ریتوئیت کنید. صادقانه بگویم، اگر از نوشته های دکتر مجیدی در وبلاگ یک پزشک خوشم نیامد آنها را شیر نخواهم کرد. بهتر است با دنبال کنندگان وبلاگتان مکالمه داشته باشید و وبلاگنویسهای دیگر راه هم به بحث بکشید.

۱۰- شما متوجه میشوید که اکثر کارهایتان را اشتباه انجام میدادید.

کارهایی که میکردید به دلایلی اشتباه بوده و شما بیراهه میرفتید. به شخصه وقتی وبلاگنویسی را آغاز کردم فکر میکردم تمام هم و خم قضیه را بلدم. یاد گیری فعالیتی بدون توقف است. شما نمیتوانید زمانی بگویید که دیگر نیازی به مطالعه و تحقیق برای وبلاگنویسی ندارید. شرط میبندم اگر حتی دکتر مجیدی هم زمانی مطالعه و یادگیری اش را در این مورد متوقف کند بازدید وبلاگش رو به نزول خواهد گذاشت(خدا نکند).

نویسنده اصلی این مطلب در پروبلاگر معتقد است تمام این ۱۰ اشتباه را در یک سال اول وبلاگنویسی اش مرتکب شده. بنده هم به شخصه تمام این اشتباهات را مرتکب شدم. حتی هم اکنون نیز در حال ارتکاب برخی از آنها هم هستم :)

امیدوارم قلب هیچ وبلاگنویسی در وبلاگستان را شکسته نبینم.