بایگانی

بایگانی سپتامبر

کتاب، کتابخانه و مطالعه

۲۶ شهریور ۱۳۸۹ ۴ دیدگاه

ویتامین برای ذهن، جیم رون

اگر مجبور شدید و یک وعده غذایتان را حذف کردید، عیبی ندارد، اما خواندن یک کتاب را از دست ندهید.
در این میان برخی ادعا می‌کنند خواندن رمان‌های مهمل و بی‌ارزش پذیرفتنی و شایسته است. چون امکان دارد مطالب مفیدی در میان برگه‌های آن، یافت شود. هوم. یاد مثالی افتادم. اگر خوب بگردید می‌توانید تکه نان خشکی در یک سطل زباله پیدا کنید. اما آیا راه بهتری برای سیر شدنتان نیست؟ خواندن اینطور کتاب‌ها سرگرمتان خواهد کرد، اما رشدتان نخواهد داد. پس فقط بی‌ارزش مطالعه نکنید.
تمام خانه‌هایی که بیشتر از ۲۵۰ هزار دلار می‌ارزند، یک کتابخانه دارند. چیزی به ذهنتان نمی‌رسد؟

جیم رون، ۱۹۳۰ - ۲۰۰۹

هر آنچه برای موفقیت و ساختن آینده‌ای روشن لازم دارید، نوشته و مکتوب وجود دارد. و تصور کنید … همه آنها در دسترس شما هستند. تنها کافیست به یک کتابخانه که احتمالاً نزدیک منزل شماست، بروید.
برخی از ما آنقدر کم مطالعه می‌کنیم که ذهنمان قولنج کرده‌است! در حال حاضر من یکی از بهترین کتابخانه‌ها را دارم. اعتراف می‌کنم همه کتابهایش را نخوانده‌ام، اما حتی قدم زدن در کتابخانه‌ام به من احساس رضایتمندی می‌دهد.
کتاب‌ها را به راحتی می‌توانید پیدا کنید و حتی بخرید. اما این تمام راه نیست. کتابی که خوانده نشود، کمکی به ما نمی‌کند.
حال یک سوال. چقدر کتاب می‌خوانید؟

____________________

پ.ن، پدرام: به نویسنده ی جدید وبلاگ خوش آمد میگیم. ان شا الله از این پس نوشته های ایشون رو در مورد موضوعات اطلاعات عمومی مطالعه خواهیم کرد.

حمله به برجک مینیمالیسم

۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ۷ دیدگاه

کمینه گرایی یا مینیمال نویسی پدیده ای است برای خلاصه و کوتاه تر نوشتن. سبکی هنری که به عقیده ی من جایگاه خود را در محیط مجازی زمانی پیدا کرد که سرویس های میکروبلاگ خودی نشان دادند.

مینیمال نویسی و کمینه گرایی

ولی این کوتاه نوشته ها که میتوانند آثار زیبای هنری باشند امروزه در وب ما چه جایگاهی دارند و به کجا میروند؟ راستش من در این مورد حسب تجربیات احساس خوبی ندارم. بنده موافق یا مخالف مینیمالیسم، چیزی که خیلی از تکنولوژی ها و افعال به سمتش میروند، نیستم. فقط بر اساس یافته هایم معایبش رو در حال حاضر و با توجه به روند پیش رو بیش از محاسن میبینم. به عنوان مثال برخی از معایب را بررسی میکنیم:

۱- در خیلی از موارد مینیمال نویس سعی در انتقال منظوراتی  دارد که اگر با زبان راستگوتری بیان شوند مورد انتقاد خواننده ها خواهند بود. ولی با استفاده از این وسیله نویسنده داده های غیر فرهنگی پاکتی به خورد خواننده هایش میدهد. یعنی محصول را که یک پیام غیرفرهنگی و غیر قابل قبول است با کاغذ کادوی بسیار خوشگلی تحویل میدهد تا خوراندنش به بعضی از خواننده ها ساده تر باشد.

۲- چهار کلمه که به زور یک جمله را سرپا نگه میدارند هرگز نمیتوانند راه حلی برای مشکلات سیاسی-اجتماعی باشند ولی ممکن است چند نفر در گودر آن را لایک بزنند. مینیمال نویس ما برای حرفش منبعی ندارد، دلیل ندارد، راه حل ندارد، دیدگاه تازه ای ندارد، مطالعه ای ندارد… به نظر میرسد کلآ حرفی ندارد، ولی به هر حال میخواهد یه چیزی گفته باشد که گفته باشد… همین.

۳- مینیمال نویس پشت مینیمال هایش قایم میشود و آفتاب پرست میشود. به این معنی که گرچه مینیمال نویسی به گفته ی ویکیپدیا اینطور تعریف میشود:

مینیمالیسم مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌است.

اما مینیمال نویسهای ما خصوصآ از نوع وطنی، دو پهلو حرف میزنند، تا اگر کسی مچشان را گرفت خودشان را به کوچه ی علی چپ بزنند.

۴- مینیمال نویسان فارسی  ژنراتور مولد  امواج منفی. فکر نمیکنم این هنر از ابتدا سبکی برای سیاه نویسی بوده باشد ولی هر چه هست مینیمالرهای ما این هنر را سبکی برای سیاه نویسی دیده اند. اگر به چندتا از وبلاگهایی که در این زمینه هستند سر بزنید قطعآ از زندگی پشیمان میشوید! حتی داستانک نویسان این زمینه سعی دارند قدرتشان را با توهم زایی، نفرت انگیزی، نا امیدی و… به مخاطبانشان انتقال دهند.

اینها بخشی از چالشهایی بود که از نظر من دامن گیر کمینه نویسان محیط مجازی فارسی است. با این چالش ها میشود برجک بسیاری از وبلاگهای مینیمال رو زد.

شاید در این زمینه محیط پربارتری داشته باشیم، اگر کمینه نویسان ما:

- سفیدتر بنویسند(مثبت باشند)

- حرفهای دو پهلو و صد من یک غاز ننویسند(رک و صریح باشند)

- تخصصی تر بنویسند(به استثنای آنهایی که همه چیز بلدند)

- بعضی هایشان کمی بلندتر و بعضی های دیگرشان کمی کوتاه تر بنویسند(مینیمال واقعی باشند)

- چیزهایی که خودمان میدانیم ننویسند(منم میدونم تحریمیم، هوا گرمه و سرعت دانلودت هم کمه)

- با مطالعه و مدرک بنویسند(به استثنای آنهایی که خودشان مدرکند)

- معمولی و رسمی تر بنویسند(لازم نیست اسم وبلاگتون رو بزارین “دست نوشته های یک موجود عجیب و غریب”)

البته تعداد بسیار کمی هم در این میان هستند که هنرمندانه از این سبک استفاده میکنند. از نظر من نمونه های کمینه نویسی مناسب میتوانند اینطور باشند:

+بالانشینی ها

+مینیمال ها و طرح ها

مستند انسانهای عجیب

۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ۶ دیدگاه

بدون شرح

مستند انسانهای عجیب

حضرت علی (ع): «برای مردم به چیزی راضی باش که برای خود می‌پسندی».

۱۰ نیاز اساسی یک وبلاگنویس

۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۸ دیدگاه

وبلاگنویسان خصوصآ از نوع ایرانیشان، به استثنای بنده، همگی انسانهایی هستند شریف، کم توقع و قانع، سخت کوش، تیز بین و نکته سنج. آماده وبلاگنویسی در هر شرایط جوی، جسمی، روحی، اینترنتی، مادی، معنوی، سیاسی، اجتماعی و خلاصه هر طور شرایط دیگری که فکرش را بکنید.

این گونه اشخاص با کندترین سرعت های اینترنت در جهان کنار می آیند و داغ ترین پست ها را ارسال میکنند. جعبه ی فید خوانشان همیشه خالی است و چشم دوخته شان به مانیتور منتظر شکار عجیب و غریب ترین اخبار و تاپیک های روز است. هنگامی که یک وبلاگ نویس در حال آماده سازی و ارسال پست جدیدش است هیچ کس و هیچ چیز جلودارش نیست و اگر زلزله ی ۱۰ ریشتری میز کار و وسایلش را این طرف و آنطرف پرتاپ کند خواهید دید که به کارش ادامه خواهد داد. اگر از او بپرسید که ۱ دقیقه ی دیگر دنیا نابود خواهد شد و در این زمان تو چه آرزویی داری، احتمالآ میگوید میخواهم این خبر را در وبلاگم منتشر کنم!

تمام چیزهایی که یک وبلاگنویس(خصوصآ از نوع ایرانی) احتیاج دارد امروزه در جهان برای بعضی ها «حق مسلم در قانون اساسی» و برای بعضی یک «آرزو» است، بعضی از آنها را اینجا بررسی میکنیم:

۱- مسکن(نیمه ضروری): از کافی نت هم میشه استفاده کرد.

۲- پوشاک(نیمه ضروی): منتها عرفآ ضروری محسوب میشه.

۳- خوراک(کاملآ ضروری): هیچ وبلاگ نویسی بدون غذا نمیتونه به حیاتش ادامه بده، از طرفی هیچ سرویسی امکان وبلاگ نویسی از دیار باقی را ندارد.

۴- سیستم(نیمه ضروی): میشه از سیستم کافی نت یا اداره هم استفاده کرد.

۵- کیبورد(نیمه ضروری): انواعی از وبلاگنویسی(مثلآ فتوبلاگ) وجود داره که احتیاجی به تایپ کردن پیدا نمیکنید.

۶- اینترنت(کاملآ ضروری): این یکی رو هیچ رقم نمیشه بیخیال شد، نهایتش اینه که غیر مستقیم استفاده میکنید.

۷- وبلاگ(نیمه ضروری): حتمآ لازم نیست خودتون یه وبلاگ داشته باشید. خیلی از وبلاگ ها امکان ارسال پست میهمان رو دارند. مثلآ همین وبلاگ.

۸- مطلب(کاملآ ضروری): شما باید مطلبی برای پست کردن داشته باشید. حتی اگه شده یه کلمه یا یه پیکسل عکس…

۹- بازدید کننده(نیمه ضروری): این ممکنه که یک وبلاگ هیچ بازدید کننده ای نداشته باشه و حتی خود نویسندش هم یه بار به وبلاگش سر نزنه.

۱۰- فید(نیمه ضروری): با توجه به چیزی که در مورد بازدید کننده گفتم این یکی نیمه ضروریه.

توجه داشته باشید که موارد نیمه ضروری بعضی موقع ممکن است باشند و بعضی مواقع ممکن است نباشند. ولی موارد ضروری قطعآ هستند.

من فکر میکنم الان همه شون رو دارم:

یک سیستم، یک گوشی موبایل برای اتصال به اینترنت و...

موقعیت من الان بالای کوههایی است که بیش از ۱۳۳۹ متر از سطح آبهای آزاد ارتفاع دارند. نیسم خنکی میوزد و اینجا زیر چادری که برپاکرده ام بسی خوش میگذرد، جای همه ی بچه های وبلاگستان خالی. این توفیق تقربآ اجباری نصیبم شد که در این مکان دل انگیز به تنهایی امشب رو به سر کنم، وبلاگم رو آپ کنم و بعدش کمی به جوانی و زندگی و آرزوها و… فکر کنم. کوهنوردی همیشه از ورزش های مورد علاقه بنده است. امشب کمی هم دلتنگم… با کامنت هاتون دلگرمم کنید.

زیر چادر و بدور از هرگونه هیاهو، داشتم فیدها رو مرور میکردم

۴۴ درصد شبکه های اجتماعی در کشورمان بلاک است

۲۰ شهریور ۱۳۸۹ ۶ دیدگاه

دوست خوبم علیرضا به تازگی در پستی در وبلاگش، چشم انداز فناوری اطلاعات، ابزاری آنلاین را معرفی کرد برای جستجوی وضعیت در دسترس بودن یک نام کاربری خاص در شبکه های اجتماعی مختلف. در این سایت شما با وارد کردن نام کاربری مورد نظر میتونید از دردسترس بودن یا نبودن آن در ۷۲ شبکه ی اجتماعی محبوب اطلاع پیدا کنید. نگاهی به این شبکه ها انداختم و به نظرم رسید که بررسی انجام دهم تا معلوم شود چند درصد از این سرویس ها که جز محبوب ترین سرویس های اجتماعی آنلاین است در کشورمان در دسترس است و چقدرشان بلاک شده است.

نقطه های قرمز یعنی این سرویس در ایران در دسترس نیست. برای مشاهده این تصویر در اندازه ی بزرگتر روی آن کلیک کنید.

طبق بررسی و محاسبات من از ۷۲ سرویس مذکور ۳۲ تای آنها در ایران بلاک شده و به طور معمول غیر قابل دسترس هستند.

44 درصد سرویس های اجتماعی بلاک شده است

این آمار را ابا اطمینان بالایی میتوان اعلام کرد چرا که دارای نمونه های آماری به اندازه ی کافی هستیم. دیگر سرویس های اجتماعی یا خیلی محبوب نیستند یا قابلیت رقابت با سرویس های مطرح شده را ندارند. در این میان چیزی که جا افتاده است سرویس های اجتماعی وطنی است، که حدس خودم این است آمار آن نیز با درصد مذکور تفاوت چندانی نداشته باشد.

اشکالی که میتوان به این آمار گرفت این است که بعضی از این سرویس ها نصفه و نیمه بلاک هستند. مثلآ بعضی از آنها گاهآ بلاک و گاهآ در دسترس هستند، یا اینکه بعضی از آنها در دسترس هستند ولی صفحه لاگین آنها بلاک است(هیچی دیگه). یا مثلآ برخی از این سرویس ها ممکن است از طرف خودشان کشور ما را بلاک کرده باشند، حال چه بتوان به آنها دسترسی پیدا کرد(مثلآ انتخاب کشوری دیگر) یا نه.

پ.ن: چنانچه فکر میکنید در مورد در دسترس بودن یک یا چندتا از شبکه های نامبرده شده در لیست بالا خطایی صورت گرفته اعلام بفرمائید، ولی فراموش نکنید دسترسی به این سرویس ها در استانهای مختلف و ISPهای مختلف در زمانهای مختلف دارای نتایج متفاوت است.

پ.ن: این فقط یک بررسی تخصصی است. بنده نظر خاصی در مورد علت و باید و نبایدهای بلاک بودن سرویس های مذکور ندارم. هر چند در مورد بعضی از آنها آنقدر غیر اخلاقی هستند که نمیتوان بیش از این توضیح داد.