بایگانی

بایگانی ژوئن

فیلم جدایی نادرها از سیمین ها

۲۰ خرداد ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

امروز که جمعه بود فرصتی دست داد تا به صورت دقیقه نودی آخرین کسی باشم که وارد سینما میشود. نگهبان در ورودی را بعد از من محکم بست. فیلم تحسین برانگیز «جدایی نادر از سیمین» روی پرده بود. همین ابتدا باید اذعان کنم بین فیلمهای وطنی تاثیر گذار ترین فیلمی بود که در تمام عمرم دیده بودم.

داستان این فیلم به هیچ وجه آن طور که ممکن است از اسمش به نظر برسد کلیشه نیست. داستان در مورد «جدایی نادر از سیمین» نیست بلکه در مورد «جدایی نادرها از سیمین ها» است. پیام این فیلم مرزهای اجتماعی زیادی را در مینوردد و برخلاف اکثر فیلم های وطنی میتواند در سطح جهانی حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد.

اصغر فرهادی کارگردان این اثر میگوید:

اصرار ندارم تماشاگران بعد از فیلم به یک پیام مشترک برسند.

این موضوع کاملآ صحت دارد و در مورد کل فیلم فکر کنم کمتر اشخاصی پیدا شوند که به دیدگاه مشترک برسند.

برای شخص من اگر بخواهم هیجانات را کنار بگذارم و از دید زندگی شخصی نگاهی به این فیلم بیندازم بیشترین چیزی که نظرم را جلب میکند پدر نادر است. او آلزایمر دارد و در طول روز اکثرآ در حال استراحت است. گاه گاهی فقط چند کلمه حرف میزند. “روزنامه میخوام…”،  “سیمین…”،  “نادر…”

 

پدر نادر در متن داستان گم میشود

پدربزرگ پدری من که عمرش را داده به شما اواخر عمرش را با آلزایمر سپری کرد. آلزایمر «نادرها را از سیمین های» زیادی جدا میکند ولی ما آنها را در اوج شلوغی بین کلیشه ها گم میکنیم.

لینک ها:

جدایی نادر از سیمین در IMDB

سایت فیلم جدایی نادر از سیمین

تبلیغات خلاقانه و هدفمند ایرانسل در کوچه های بن بست

۱۷ خرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

دسته هاسرگرمی برچسب ها:,

لذتی که در نوشتن خاطرات روزمره هست

۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

وقتی یارانه زبان حالیش نمیشود


رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری. این کاغدا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی ۲۰ تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که…
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.

توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم: بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین.

مطلبی که خوندید یکی از نوت های من در گودر بود که تعدادی لایک خورد. تعداد لایک ها رو خودتون ببینید:

لایک در گودر

این دنیایه که من و همه شما دوست داریم. دنیایی پر از فرصت های مطرح شدن، حتی اگر قرار باشد برای دل تنگ خودت چیزی بنویسی. فکر میکنم بشر از زمانی که توانست حرف بزند و مخاطب جذب کند به دنبال مخاطب های بیشتر و بیشتر و مطرح شدن بین همنوعان دنیا را آنقدر تغییر داد تا به امروز رسید. روزی که خاطرات روزمره کوچک هم پر از قشنگی و دوست داشتن و دوست داشته شدن است.

روزی که هر کس به اندازه ظرفیتش دیده میشود و این انقلاب بزرگ عصر دیجیتال است.

دسته هااینترنت, خاطرات برچسب ها:,

وبلاگ ژست مثبت روی خط

۱۱ خرداد ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

وبلاگستانی های عزیز، سلام!

مدتی وبلاگ داون بود و طبیعتآ مطلبی هم منتشر نکرده بودم. بعد از حدود سه ماه برگشتم و به زودی در وبلاگم بازهم قلم خواهم زد. باز هم سایت های مختلف وب فارسی و اخبار مختلف حوزه تکنولوژی رو سیخونک خواهیم زد! از اینکه در این مدت اشتراکتان را لغو نکرده اید تشکر میکنم.

دسته هاغيره برچسب ها: